تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
خسرو پرسيد : آيا شهر آباد كدام است و ما چه بهره‌اى از آن داريم ؟ بزرگمهر گفت : جاى آباد از دادگرى شاه بر پاى خواهد بود . خسرو پرسيد : مرا بگوى كه در گيتى كدامين مرد بيدارتر و پسنديده‌تر و هوشيارتر است ؟ همانا كه از مرد دانشمند ، آبروى آدمى افزوده مىگردد . بزرگمهر گفت : داناى پيرى كه با آزمايش ، باهوش و يادگير باشد . خسرو پرسيد : رامش از براى كيست ؟ و چه كسى پشت خود را با شادى راست مىدارد ؟ بزرگمهر گفت : آن كسى كه زر و سيم داشته باشد ، ليك هيچ بيمى نداشته باشد . انوشيروان پرسيد : ما به چه چيز ستايش مىشويم ؟ و چه كسى در نزد هر كسى پسنديده است ؟ بزرگمهر گفت : كسى كه نياز و رشك و ننگ و آز را بپوشاند ، چون كين و رشك او نهان بماند ، در گيتى پسنديده خواهد بود . آنگاه شاه در بارهء مرد شكيبا بپرسيد و اين كه : چه كسى كلاهى از شكيبايى بر سر دارد ؟ بزرگمهر گفت : كسى كه با اين كه از بخت نااميد گردد ، ليك رخسارش همچون خورشيد باشد . و نيز آن كسى كه با اين كه پير باشد و روزگارش به پايان نزديك گشته باشد ، دست به كار بزرگى بزند . انوشيروان پرسيد : اندوه دل چه كسى بيشتر است و از براى آن اندوه ، از جان خود سير گشته است ؟ بزرگمهر گفت : كسى كه از تخت بزرگى بيفتاده و از بخت نيز نااميد گردد . شهريار بلند پرسيد : چه كسى از ما دلى دردمند دارد ؟ بزرگمهر گفت : كسى كه خردمند نيست و نيز توانگرى كه فرزندى ندارد . آنگاه شاه در بارهء آن دل مستمندى بپرسيد كه بىاين كه هيچ گزندى به دو رسد ، به اندوه نشسته باشد . بزرگمهر گفت : چنين كسى مرد با دانش و پارسايى است كه نادانى بر او چيره گشته باشد . انوشيروان پرسيد : چه كسى با اين كه توانايى بسيار دارد ، نااميدترين است ؟