و دادگرى شاه در روز روشن و يا شب هنگام به ديبا و دينارى كه بر خشكى و آب ريخته باشد ، نگاه نمىكرد . همهء گيتى همچون بهشتى آراسته گشت و در و دشت يك سره پر از خواسته شد . از سوى نامداران و مهتران هر كشور و نيز از بازرگانان و تركان چين و سقلاب و هر كشور ديگرى نامههايى برسيد « 1 » . از آن همه نامهء مشك و پرند چينى و آرايش رومى و بويهاى هندى ، ايران بسان بهشتى خرّم شد و همهء خاكش از شاهبوى و خشتش از زر گشت . همهء گيتى از درد و گفتگو برآسودند و به ايران روى نهادند . گويى بجاى باران از آسمان گلاب مىباريد . مردم از رنج و پزشك بيآسوده بودند . باران درست در همان هنگام كه مىبايست ، بر گلها بباريد و هيچ كشاورزى از باران ، دژم نبود . در و دشت و بام و سراى پر از گل بود و همهء گيتى پر از سبزه و چهارپاى گشت . همهء رودها بسان دريا شده و در پاليز گلها به مانند ستارهء پروين گشته بود . در ايران زبانها را بيآموختند و روانهاى خود را به دانش بيافروختند . بازرگانان هند و چين و ترك و روم و هر سرزمين ديگرى بر شاه ستايش گرفتند . چهارپايان از آن همه گياه فربه شدند . هر كسى كه از دانشى آگاه بود ، از گويندگان درگاه شاه بود . موبدان و خردمندان ، ارجمند ، و بدانديشان از بيم گزند ، ترسان بودند . چون روز فرا مىرسيد و خورشيد گيتى را مىآراست ، خروشى از درگاه بر مىخاست كه : اى زيردستان شاه گيتى ، يك تن نيز بدى را در نهان نداريد . هر كسى كه از كار ، رنج ديده است ، به اندازهء خود گنج خواهد يافت . همگى به سالار بار ما بگوييد تا مزد شمايان را از ما خواستار شود . اگر وامخواهى بيآيد و از مرد تهيدستى درم بخواهد ، نبايد كه آن تهيدست در رنج افتد . زيرا كه گنجور ما وام او را از گنج ما خواهد پرداخت . هر كسى كه به زن ديگرى نگاه كند ، چون دشمنش به درگاه شاه
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 344
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٣٤٤
هامش
( 1 ) - مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 260 طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 650 . بلعمى روايت مىكند كه محدودهء پادشاهى انوشيروان از تركستان و ماوراءالنهر و حد مشرق تا زمين خراسان و پارس و كرمان و اصفهان و دربند خزران و طبرستان و گرگان و كوهستان تا همهء زمين عراق و جزيره و شام و عمان و هندوستان و باديه و حجاز و طايف و يمن بود . تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 1041 .