تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
گهربار نيز باشد ، باز هم آن را از خسرو دريغ نخواهد داشت . پس يكى از فرزانگان را برگزين تا به نزديك خاقان چين بيآيد پوشيده رويان خاقان روى خود را در پس پرده از ديدار آن كس نپوشند . چون شاهنشاه ايران اين سخن را از ايشان بشنيد ، روزگار كهن برايش تازه گشت . فرستادن انوشيروان ، مهران ستاد را براى ديدن دختر خاقان آنگاه شاهنشاه ايران نويسندهء نامه را به پيش خود بخواند و با او در بارهء خاقان سخنان فراوانى براند . سپس بفرمود تا پاسخ آن نامه را با سخنان فرّخ برگزيده‌اى بنويسد . نخست بر كردگار گيهاندار و پيروز و پروردگار آفرين بكرد و گفت : همانا كه گيتى به فرمان او برپاست و او بر نيك و بد راهنما مىباشد . هر كسى را كه بخواهد ، ارجمند مىكند و از پستى به آسمان برمىآورد . اگر هم بر كسى نيكى نخواهد ، او را به روزگار بد دچار مىسازد . در هر نيك و بد ازو سپاسگزارم و اگر دل خود را بد كنم ، از او در هراس خواهم افتاد . هر گاه كه بيم و اميد را ازو بگسلم ، ديگر نمىخواهم كه جان و دلم بر جاى باشد . اين فرستادگان باآفرين و خوب‌گفتار از سوى خاقان چين به نزد من رسيدند و هر آنچه كه در بارهء آن دختران پاكى كه خاقان در نهان دارد و نيز از آن پيوند بگفتند ، بشنيدم . دل من از پيوند با او و بويژه با فرزند پوشيده روى او شاد شد . اينك هوشمندى را كه خِرد ، جانش را بلند داشته ، به نزدتان فرستادم . او مىآيد و همهء راز مرا با آغاز و فرجام پيوند با من به شما مىگويد . هميشه جانت پر از شرم و دلت شاد و پشتت به ما گرم بادا . چون نويسنده نامه را بنوشت ، كاغذ را بيآراست و آن را بپيچيد . چون اشك خامه بر روى كاغذ خشك شد ، مُهرى از مشك بر آن بنهادند . سپس شاه ايران براى آن فرستادگان چنان جامه‌هاى شاهوارى
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 332 | حكيم أبو القاسم الفردوسي