تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥

بزم هفتم انوشيروان با بزرگمهر و موبدان چون هفت روز بر اين بگذشت ، شاه تاج بر سر نهاد و بر تخت پيلسته بنشست و موبدان و خردمندان بيدار دل و ساوه « 1 » و يزدگرد دبير و بهمن تيز هوش نيز در پيش او بنشستند . آنگاه شاه به بزرگمهر گفت : دل را بيآراى و راه بنماى . هرچه راستى از من مىدانى بگوى و هرگز با كژّى از بزرگان ، آبروى مجوى . بگوى كه فرمان و راه و پيمان مرا چگونه بايد نگاه داشت و پرستيد ؟ ليك سخنهايت را سبك بگو و پوشيده و بسته سخن مگوى و گفتارت را با آميختن با رنگ و بوى ، خام مساز . بدان كه چون اين سران از سخنان تو آگاه شوند ، آنها را به ديگران در گيتى خواهند گفت . پس بزرگمهر به آن شاه بيدار گفت : اى برتر از گنبد لاژوردين آسمان ، همانا كه خردمند پرستيدن شهريار زمين را راه كيش خود مىداند . پس نبايد در فرمان شاهان درنگ كرد و يا شاه را دلتنگ ساخت . هر كسى كه دشمن پادشاه است ، روانش اهريمن را مىپرستد . دلى كه دوستدار شاه نيست ، نبايد كه ديگر مغز و پوستى برايش بماند . بدان كه شاه ، آرامش گيتى است و چون ما نيكى كنيم ، او پايگاه مىدهد . پس چون ما را هم به نيكى و هم به بدى دسترس است ، نبايد كسى دست به كين و گناه بياميزد . فرزندت را نيز به جاى او مپسند . چهرهء دلآراى او را همچون جان خود بدان . هر شهرى كه مِهر شاه در آن باشد ، نياز به آن سرزمين راه نيابد . از فرّ او به تو بدى نرسد ، زيرا كه بخت شاه همواره نيكويى مىپروراند . دل گيتى از شاه ، خندان است ، چرا كه فرّ يزدان بر چهرهء شاه مىباشد . چون از نيكى او بهره يا بى ، بكوش تا هميشه گوش به فرمانش بسپارى . اگر از روى انديشه و خواست خود از شاه سر بپيچى ، بدان كه بىدرنگ بخت از تو روى خواهد پيچيد . چون تو را به خود

هامش
( 1 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 1849 اين نام « ساده » ذكر شده است . ليك در نسخهء مسكو ، ج 8 ، ص 143 « ساوه » آمده است .