ديگرى پرسيد كه : چه كسى بىآهو است ؟ و آزادگان از براى چه نكوهش مىشوند ؟ بزرگمهر گفت : اين را به راستى مىگوييم و خِرد نيز بر اين سخن گواه است . افسون و دروغ بستن به گرانمايگان ، از راه كژّى و بيداد فروغ جستن ، منش و كام بر پادشاه بستن و دل پارسايى را بيهوده آزردن ، نشانههاى مرد برترىجوى و نكوهشگر و ستيزهجوى مىباشد .
ديگرى گفت : كسى كه جوياى گزند نباشد ، كداميك از خويها براى او سودمند است ؟ بزرگمهر گفت : آن كه راستگوى باشد . پس بهتر آن است كه مرد خردمند ، سخن گفتن بىشرمانه و به هنگام آواى نرم ، خروشيدن و دور كردن خِرد از براى آرزوى دل را روا ندارد .
هوشمند ديگرى پرسيد : چه كسى در گيتى بىگزند است و با چاره انديشى جان خود را مىپروراند و خويشاوندانش نيز ازو بهره مىيابند ؟ بزرگمهر گفت : بايد از همان آغاز كارها را در پيش يزدان جست . آن خداوند روز و شب و خورشيد و ماه كه از او سپاسگزارى و به دو پناه مىبرى . بايد در آشكار و نهان ، دل خود را به فرمان شاه گيتى سپرد و تن خود را با ناز بپرورانيد و در رنج و آز را به سختى بر آن بست . بايد مردمان را نگاه داشت و به تهيدستان بسيار بخشيد . فرزند خردسال را بايد به فرهنگيان سپرد ، زيرا كه گيتى را نبايد به نادانان واگذاشت . چون پسرى فرمان پذير باشد ، پدرش نيز بايد او را بنوازد .
ديگرى پرسيد : آيا فرزند راستكار چه جايگاهى نزد پدر دارد ؟ بزرگمهر گفت :
پسر فرّخ در نزد پدر همچون جان ، گرامى است و پس از مرگ پدر ، نامش را زنده نگاه خواهد داشت و از آن روست كه راهنما او را پسر مىخواند .
ديگرى پرسيد : از خواسته و چيز كه دل مرد را آراسته مىدارد ، چه مىدانى ؟ بزرگمهر گفت : مردم با چيز و خواسته است كه گرامى مىشوند و هر كه بىچيز است ، خوار مىباشد . پس اگر با خواسته به آرزوى خود برسى ، خوى نيك آن پديدار مىگردد . ليك چون خواسته را به كار نگيرى ، ديگر گوهر شاهوار با سنگ برابر
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 292
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٢٩٢