سپس به دهگان خواستههاى بسيارى ببخشيد . زمين همچون بهشتى آراسته شد . از آن همه برزن و كوى و بازارگاه گويى راه بر باد نيز بسته بود . در همان هنگام موزهگر پر سخنى به پيش شاه آمد و به دو گفت : اى شاه بيدادگر ، بدان كه در پيش دهليز خانهء من در شهر قالينيوس درخت توتى بود . ليك اكنون از اين شهر زيبخسرو مرا هيچ سودى نيست زيرا كه در پيش درگاه خانهء من درخت توت نمىباشد . انوشيروان كه چنين شنيد ، بفرمود تا در پيش خانهء آن شوربخت چند درخت شاداب بكاشتند . سپس شاه ايران مرد ترسايى را برگزيد و فرمان و گنج و سپاه را به دو داد و گفت : اين شهر زيب خسرو و بيگانگانى كه در آن هستند ، از آن توست . پس بسان درختى برومند باش و گاهى پدر و گاه همچون فرزند باش . دست به بخشش بگشاى و هرگز زفتى مكن و بدان كه هر كارى را بايد به اندازه بكنى . و بدين سان شاه ايران آن ترسا را نگاهبان آنجا بساخت و سپاه خود را از انطاكيه براند « 1 » . آشتى جستن قيصر روم از انوشيروان از سوى ديگر ، فرفوريوس از آنچه كه بر سر قالينيوس آمده بود ، قيصر را آگاه بساخت و به دو گفت : بدان كه شاه خسرو با تخت و پيلان و چندان سپاه بيآمده كه دريا و كوه نيز از ايشان به ستوه مىآيد . قيصر كه ديگر از آن گفتار خويش بپيچيد ، بزرگان فرزانه را به پيش خود خواند و از آنجا كه دلش از انوشيروان پر از هراس گشته بود ، روز و شب سه پاس با ايشان به سگالش بنشست . موبد به دو گفت : تو را ياراى
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 266
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٢٦٦
هامش
( 1 ) - دينورى ، الأخبار الطوال ، ص 98 - 97 مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 260 - 259 ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 350 - 349 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 979 ابن اثير ، الكامل ، ج 5 قبل از اسلام ، ص 63 - 60 مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 165 تجارب الامم فى اخبار ملوك العرب و العجم ، ص 293 - 292 طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 701 - 700 649 يعقوبى ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 203 مقدسى ، آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 519 . ثعالبى روايت مىكند كه جريان جنگ انطاكيه را بعدها بر روى ديوار ايوان مداين به صورت بسيار زنده نگاشتند . همان ، ص 350 .