مردمان ژرف بين و استاد را از هند و روم برگزين و با سنگ و گچ ، بارويى كه بُن آن پهن و بالايش به درازاى دَه كمند باشد ، از ژرفاى آب تا به آفتاب برآور . شايد كه با ساختن چنين بندى ، ديگر گزندى از دشمن به ايران نيآيد . در اين راه هيچكس نيز نبايد به رنج افتد و گنج را بگشاى و هرچه بخواهند ، بده . نبايد كه مردم كشاورز و دهگان و نژاده هيچ گزندى از باد بيابند . بدين سان انوشيروان موبد پيرى را به آن كار گماشت و در پيش بيابان ، ديوارى بساخت و در بزرگى از آهن نيز بر آن بنهادند « 1 » . سرانجام رمه از رنج گرگ بىترس گشت . آنگاه انوشيروان بر سراسر كشور نگاهبانانى بنشاند و چون از اين كار زينهار بيافت ، سپاهيان خود را از آن دشت براند . سزا دادن خسرو ، الانان و بلوچيان و گيلانيان را انوشيروان از آن دريا به سوى الانان برفت . در آنجا سرزمينى ويران و بيكار بديد .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 250
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٢٥٠
هامش
( 1 ) - مسعودى در بارهء نحوهء ساختن اين ديوار مىنويسد كه آن را بر مَشكهاى پر باد از پوست گاو با سنگ و آهن و سرب به پا كرد كه هر چه ديوار بالاتر رفت ، مَشكها فروتر شد تا به قعر دريا قرار گرفت و ديوار از آب بالا آمد . آنگاه مردان به زير آب رفته ، با كارد و خنجر ، مَشكها را بشكافتند و ديوار در دل آب به قعر دريا استوار شد . مسعودى در ادامه مىنويسد كه در زمان او يعنى سال 332 قمرى هنوز آن ديوار بر جاى بوده و اگر كشتى دشمن بدانجا مىرسيده ، مانع بوده است . نيز همو مىنويسد كه آنگاه انوشيروان ديوار را ما بين جبل قبخ ( كوههاى قفقاز ) و دريا امتداد داد و درهايى بر آن نهاد . سپس ديوار را بر كوه قبخ كشيد . مروج الذهب ، ج 1 ، ص 258 . حمزهء اصفهانى نيز مىنويسد كه چون انوشيروان سد دربند يا باب الابواب را بدانسان بنا كرد و طول آن در حدود 20 فرسنگ بود ، به هر ناحيهء آن اميرى از سپاه گماشت و آنجا را به اقطاع وى داد و از آبادانىهاى آن ناحيه طعام ايشان را فراهم كرد . و چنان قرار داد كه آن ناحيه با ضياع خود پس از مرگ حاكم ، وقف اولادش باشد و همو مىنويسد كه تا زمان حمزه يعنى سال 350 قمرى از نسل همان نگاهبانان ، به نگاهبانى آن سد مىپرداختهاند . تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 55 . ابن خلدون مىنويسد كه در زمان او يعنى قرن هشتم هجرى جاى آن سد يا ديوار در مملكت فرزندان دوشى خان نمودار بوده است و احتمالاً در قرن هفتم به هنگام حملهء مغول ويران شده بود . العبر ، ج 1 ، ص 203 . ثعالبى نيز مىنويسد كه انوشيروان پس از ساختن سد مزبور ، بيش از 100 دژ در آن ناحيه برآورد تا به صورت پشتوانهاى براى ايرانيان در برابر دشمنان باشد . تاريخ غررالسير ، ص 349 . نيز : مجمل التواريخ و القصص ، ص 76 .