تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١

پذيرفتن كواذ ، كيش مزدك در آن روزگار ، مردى سخنگوى و بادانش و خِرد و كام به نام مزدك بيآمد « 1 » . مردى گرانمايه و دانش‌فروش بود كه كواذ دلاور به دو گوش سپرد « 2 » . مزدك در نزد شاهنشاه ، دستور و گنجور او گشت . در همان هنگام از پِى خشكسالى ، خوردنى در ميان كهتران و مهتران نايافت شد . ابر از آسمان ناپديد گشت و ديگر كسى برف و باران را در ايران نديد . همهء بزرگان گيتى پيوسته در درگاه كِي كواذ تنها از آب و نان ياد مىكردند . مزدك كه چنين ديد ، به ايشان گفت : شاه ، شما را به اميد رهنمون خواهد

هامش
( 1 ) - حكيم فردوسى رويداد پيدايى مزدك در زمان كواذ را پس از بازگشت دوبارهء او به قدرت ذكر كرده ، ليك اكثر مورخان بر آن هستند كه اين مسئله پيش از رفتن او به نزد هياطله ( براى بار دوم ) رخ داده و مسئله مزدكى شدن كواذ بود كه از دلايل عمدهء خلع و زندانى ساختن او گرديد . در همين رابطه اكثراً معتقدند كه چون كواذ ، مزدكى شد ، بزرگان او را از سلطنت برداشته و همچنان كه ديده شد ، جاماسپ را به حكومت رساندند و كواذ را زندانى ساختند . ليك برخى نيز بر آن هستند كه اين مزدكيه بودند كه كواذ را تهديد به پذيرفتن كيش مزدك كردند و او را به جايى بردند كه كسى به او دسترسى نداشت . حتى برخى نيز گفته‌اند كه جاماسپ را هم مزدكيه به قدرت رساندند تا شاه از سوى ايشان باشد . ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 640 مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 157 .
( 2 ) - مقدسى در مورد زمينهء مساعدى كه در زمان كواذ براى پيدايى مزدك وجود داشته ، مىنويسد : « گويند قباد بن فيروز مردى اهل مدارا و خويشتندار بود و از خونريزى و شكنجه كردن پرهيز داشت . در روزگار او شاخه‌هاى عقايد دينى فزونى گرفت . هر دسته‌اى به آيينى روى آوردند و مزدك قيام كرد . » آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 518 .