تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨

گفتم بكوشيد و پيمان ما را مشكنيد و بنيان پيوند بد را بركَنيد . به يزدان پناه ببريد و پيمان ببنديد و روان را به مِهر پروردگار گروگان سازيد . هرگز آزار همسايگان و بويژه بزرگان و توانگران را مجوييد . هر كسى كه از كهترى و ناچيزى ، چيزى بدست آورده و از اندازهء كهترى بگذشته است را بزرگ مخوانيد زيرا كه آن برترى زود به سوى كهترى برمىگردد . هر كه از شمايان كه بىنياز است ، چيزى را از تهيدستان باز ندارد . به پاكان گراييد و نيكى بكنيد و دل و پشت تهيدستان و خواهندگان را مشكنيد . بدانيد كه هر كارى كه از پسند دور شود ، آن كار به گزند نزديك مىگردد . پس درود دادار بر آن كس كه تار و پود او با مردمى سرشته شده باشد . چون بدين سان اين اندرزها را بر پرند درخشان بنوشتند ، دبير سر خامه را در مشك نهاد و در سر آغاز نامه نوشت : از شاه گيتى ، آن دل دادگرى و دانندهء خوب و زشت ، خداوند بخشايش و فرّ و زور ، شاهنشاه بخشنده بهرام گور به سوى مرزبانان و فرمانبران و سران جنگاور دانا و خردمند . آنگاه سواران و پيكهايى با آن نامه و رهنمون به هر سو برفتند . چون اين نامه به نزد نامداران و مهتران هر كشور برسيد ، همه مىگفتند : يزدان را سپاس كه اين شاه ، شاهى يزدان شناس است . پس زن و مرد و كودك در هر كشور از خانه‌هايشان به دشت رفتند و بر آن شهريار دادگر آفرين بخواندند و سپس به خوردن بپرداختند و مِى و ساز و رامشگران را بيآوردند . و بدين سان نيمى از روز را به خوردن و نيم ديگر را به كار كردن مىگذراندند . هر بامداد « 1 » در پيش درگاه شاه خروشى برمىخاست كه : همه كسانى كه چيزى داريد ، بخوريد و ببخشيد و با اين كار بر ما سپاسى بنهيد . هر كسى هم كه نيازمند است ، از گنج ما پنج درم سنجيده و سه من بادهء كهنه و روشن به سرخى گل انار و يا به زردى

هامش
( 1 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 1703 ، بيت 1706 آمده : همى نوبهار بامدادى پگاه * خروشى بدى پيش درگاه شاه ليك در نسخهء مسكو ، ج 7 ، ص 400 و بروخيم ، ج 7 ، ص 2209 مصرع اول اين بيت بدين گونه آمده : « همى نو به هر بامدادى پگاه » ^ CENTER كه صحيح‌تر مىباشد .