و بدين گونه شاپور چندى با تاج و تخت ببود . شاپور آن كنيزكى كه او را رهانيده و به آن كامكارى رسانيده بود را دلافروز فرّخپِى نام نهاد و از ميان همهء خوبان ، او را دلآرام خود ساخت . به آن باغبان نيز خواستههاى بسيارى بداد و او را آن چنان آراسته روانه ساخت . قيصر هم با آن خوارى و زارى و زخم و گزند در زندان و بند بود و با رنج بسيار هرچه گنج در روم بود ، از هر سو فراز آورد و همه را به شاپور بداد . از آن پس چندى با لبى پر از آه بزيست و سرانجام در همان بند و زندان بمرد و كلاه بزرگى را به قيصرى ديگر سپرد . شاپورشاه او را در گاسونهاى نهاد و كلاهى از مشك بر سرش گذاشت و به روم فرستاد و گفت : فرجام ما نيز چنين باشد و نمىدانيم كه آرامش ما در كجا خواهد بود . يكى را همه زفتى و ابلهيست * يكى را خردمندى و فرّهيست بر اين و بر آن روز هم بگذرد * خردمند مردم چرا غم خورد چون شاپورشاه همهء كارها را راست بكرد و كين ايرانيان را بگرفت ، بر تخت كيان بنشست و چندى كدخداى گيتى بود . سپس سود و زيان فراوانى به سوى كشور خوزيان بفرستاد . شهرى را در آنجا براى بردگان ساخت و پيوند آن را با همهء گيتى بُريد . نام آن شهر خرّم آباد بود . ليك هيچكس ديگرى را از آن سرزمين خرّم بهرهاى نبود . شارستان ديگرى در شام بساخت و آن را پيروز شاپور نام نهاد . سديگر شارستان را نيز در اهواز بساخت و درون آن كاخ و بيمارستان برآورد و آن را كنام بردگان ناميدند زيرا كه بردگان در آن خواب و آرام و كام مىيافتند « 1 » . و
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 885
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٨٨٥
هامش
( 1 ) - بناى شهرهاى بسيارى به شاپور دوم منسوب است : 1 - شهر كرخه را بساخت و از آنجا راهى در زير زمين بساخت كه سواره به جنديشاپور مىرفتند . 2 - بزرج شاپور ( عكبرا ) . 3 - قلعهء ازان ( انزان ؟ ) 4 - تجديد عمارت انبار . 5 - خوره شاپور ( شوش ) در خوزستان . 6 - فرشاپور در هند . 7 - فيروز شاپور ( انبار ) . 8 - نيشابور . 9 - خنى شاپور در باجرمى . 10 - آتشكده ناحيه حروان از جى اصفهان . ر . ك . مجمل التواريخ و القصص ، ص 67 اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 51 - 50 ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 306 مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 109 طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 605 601 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 910 - 909 مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 255 دينورى ، الأخبار الطوال ، ص 76 .