پاكيزه انديش به پيش من بيا . پس ديگر چون شمايان را زينهار دادم . جنگ نخواهيم كرد . بدان كه گيتى بر مرد هوشيار تنگ نباشد . فرستاده كه چنين شنيد ، برفت و پاسخ شاپور را براى برانوش ببرد و همهء سخنان او را براى او برشمرد . رفتن برانوش پيش شاپور و پيمان بستن با او چون برانوش پاسخ نامه را بديد ، دل پاكش از شادى بردميد . پس بفرمود تا سد تن از مردان نامدار روم به همراه شست خروار درم و گوهر و جامههاى سوارى و سد هزار دينار از براى بشار روان شدند . و بدين سان همهء آن مهتران ، بىكلاه و با سرى برهنه به پيش شاپورشاه آمدند . چون آن دينارها را در پيش شاپور فرو ريختند و گوهرها را هم با آن زر بيآميختند ، شاپور بر ايشان بخشايش آورد و با خوبى هر يك را به اندازه پايگاهى بداد و بنشاند . آنگاه شاپور به برانوش گفت : بدان كه مرد بيدادگر و شومى از سرزمين روم به ايران زمين آمد و همهء شارستانها را خارستان ساخت . اكنون من جايگزين آن شهرهايى را كه ويران شده و كنام پلنگان و شيران گرديده است ، مىخواهم . برانوش كه چنين شنيد ، گفت : هرچه مىخواهى بگو . اينك كه زينهار بدادى ، ديگر روى خود را متاب . شاه گرانمايهء ايران گفت : اگر مىخواهى كه همهء آن گناهان را ببخشم ، بايد سالى سه بار دويست هزار دينار رومى باژ بدهيد . ديگر آن كه چون بخواهى كه اين كينهء من كوتاه گردد ، بايد كه نصيبين « 1 » از آن من باشد . برانوش كه چنين شنيد ، گفت : ايران و نصيبين و دشت دليران از آن تو است . من از آن رو اين باژ و ساو را پذيرفتم كه ما را توان پايدارى در برابر خشم و كينهء
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 882
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٨٨٢
هامش
( 1 ) - نصيبين شهرى در نزديكى اروند رود و يكى از شهرهاى بين النهرين در فاصلهء شش روز راه به موصل بوده است . شهيدى مازندرانى ، راهنماى نقشه جغرافيايى شاهنامه فردوسى ، ماده نصيبين .