از مُهره بگشود ، عربان پاچنامهء « 1 » او را ذو الاكتاف « 2 » كردند . شاپور از آنجا به سوى پارس بازگشت و همهء گيتى در پيش او نماز برد . هر كسى كه از آسيب شاپور به دوشش زينهار يافت ، از باژ و ساو دادن به او سر نپيچيد . چندى بر اين نيز بگذشت و از آن پس روزگار چهرهء خود را دگرگونه نمود .
هامش
( 1 ) - پاچنامه به پارسى به معناى لقب است .
( 2 ) در مورد اين نحوهء مجازات شاپور دوم نمىتوان به روشنى سخنى گفت . ليك غالباً روايت كردهاند كه شاپور دوم شانههاى اعراب را سوراخ مىكرد و حلقهء آهنين از آنها مىگذرانيد و از اين رو پارسيان به او لقب هوبه سُنبا به معناى سوراخ كنندهء كتف ( هوبه به معناى كتف و سنبا به معناى سوراخ كننده ) دادند و اين همان است كه اعراب به طور تلويحى به آن ذو الاكتاف مىگويند . اگر چه برخى نيز لقب ذو الاكتاف را به معناى كسى كه بسيار پر قدرت و با نفوذ است و يا شخص چهار شانه دانستهاند . ر . ك . خوارزمى ، مفاتيح العلوم ، ص 102 اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 50 - 49 مجمل التواريخ و القصص ، ص 418 66 مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 250 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 21 مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 139 مشكور ، ايران در عهد باستان ، ص 403 .