بهرام پسر بهرام پادشاهى بهرام پسر بهرام نوزده سال بود « 1 » چون بهرام در سوگ بهرام شاه چهل روز كلاه بر سر نهاد ، پهلوانان هوشمند خروشان و نالان و پر از درد و با رخسارى زرد و لبهايى لاژوردين به پيش او رفتند و با او در آن سوگ و درد بنشستند . سپس موبد پاك انديشى به نزد او رفت تا مگر كارى كند كه آن شاه بر تخت بنشيند . و بدين سان يك هفته با او سخت بكوشيد تا اين كه سرانجام بهرام بر تخت نشست . چون بهرام به شادى بر تخت بنشست و به آيين كيانى تاج بر سر نهاد ، نخست بر كردگار آفرين بكرد همان فروزندهء گردش روزگار و فزايندهء دانش و راستى و گزايندهء كژّى و كاستى . آن خداوند كيوان و سپهر گردان كه از بندهاش هيچ بجز داد و مِهر نمىخواهد . آنگاه گفت : اى خردمندان كارآزموده و موبدان پاك دل ، شمايان نيز دانش را بزرگ بداريد و هرگز با شهرياران ، بزرگى مكنيد . بكوشيد و نيكى كنيد و همواره شادى شاه ايران را بخواهيد . همانا كسى را كه يزدان به او فزونى دهد ، او را سخندانى و رهنمونى مىبخشد . همهء كارها با بخشش و داد باد و همهء گيتى از داد ،
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 839
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٨٣٩
هامش
( 1 ) - مدت شاهى بهرام دوم حدود 17 سال بوده است ، يعنى از سال 276 م . تا 293 م . ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 596 مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 246 مجمل التواريخ و القصص ، ص 65 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 65 21 . طبرى در يك روايت ديگر ، اين مدت را 18 سال دانسته است . همان ، همان صفحه . مستوفى اين مدت را 20 سال ذكر كرده است . تاريخ گزيده ، ص 106 .