گيتى كند . كسى كه از بدكنش بپرهيزد و تن خود را به بديها آلوده نسازد ، در گيتى شاد و خرّم خواهد بود و به هنگام درگذشتن از اين گيتى نيز از دشمن بىاندوه باشد .
شاه بايد پشتيبان گنج و نوازندهء مردم پارسا باشد . تن شاه پشتيبان كيش است زيرا كه كيش بر سر او همچون كلاه مىباشد . بدان كه هيچ پناهى بهتر از كيش نيست و بىكيش سزاوار نباشد دَم زدن . خوشا كسى كه به هنگام خشم هوشيارترين است و بر روى زمين نيز بىآزارترين و به گاه تنگ دستى دلش راد و شاد مىباشد . براستى كه گيتى بىتن دانايان مباد . هر كه بر دشمنى توانا باشد ، ليك او را به زير پاى نيآورد ، داناست . او كسى است كه گيتى را با دانايى مىگذراند و همواره به سوى دانش مىرود . آگاه باش كه ستيزهگرى بر نامجويان خوب نباشد . پس بپرهيز و به گِرد ستيزه مگرد . بدان كسى كه بيكار باشد ، گويى در خواب است و چون بيدار گردد ، پشيمان شود . هرگز با گفتار نيكو و كردار زشت ، ستايش نيابى و بهشت خرّم را نبينى . پيوسته راست گوييد و نيكى كنيد و دل مردمان نيك پِى را مشكنيد . بدانيد كه مرا گنج و دينار بسيار و بزرگى و شاهى و نيرو هست ، پس هرچه داريد بخوريد و هرچه نداريد از گنج ما برداريد . سر هميان ما گشاده است و نبايد كه هيچكس نيازمند بماند .
تخت سپردن بهرام پسر اورمزد پسر خود را - بهرام پسر بهرام - و مردن
بر بهرام نيز روزگار درازى نگذشت كه روزگارش بسر آمد . او را پسرى دلآرام به نام بهرام پسر بهرام بود . پس او را بيآورد و در پيش تخت خود بنشاند و به دو گفت :
اى شاخ سبز درخت ، اگر چه من فراوان از تاج شاد نبودم ليك سراسر روزگار تو فرخنده باد . تاج و تخت با من هيچ راستكارى نكرد . ولى تو فرخنده و پيروز بخت باشى . سراينده و فزاينده باش و شب و روز را با آرامش و خنده بگذران . چنان
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 836
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٨٣٦