تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 835

مساهمون:

ص٨٣٥

بهرام پسر اورمزد پادشاهى بهرام پسر اورمزد سه سال و سه ماه و سه روز بود « 1 » اكنون كار ديهيم شاهى بهرام را بساز زيرا كه در پادشاهى دراز نماند . چون بهرام با دل و مغزى جوشان از درد پدر بر تخت زر بنشست ، سه سال و سه ماه و سه روز تخت گيتىفروز شاهى به دو شاد بود . همهء ايرانيان نامدار كمر بسته و گريان به پيش او رفتند و آفرين خداوند را بر او بخواندند و گفتند : جاودان بر جاى بمانى زيرا كه تاج كيانى بر تارك تو سزاوار است و پدر بر پدر تو شاه بوده‌اند . رخسار بدسگالانت زرد باد و جان تو از براى آن درگذشته ، بىدرد بادا . بهرام كه چنين شنيد ، به ايشان گفت : اى مهتران و سواران جنگى و دلاوران ، هرگز در گيتى به سوى بد دست نيازيد . ببينيد كه اين چرخ ناپايدار ، نه پروردهء خود را مىشناسد و نه پروردگارش را . راه آرزو را بر خود ببنديد و آرزوى دل را بر خود فرمانروا نسازيد . آرزوى دل ، مرد را خوار و بىبر سازد و همچون مرغى بىپَر در

هامش
( 1 ) - طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 596 ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 291 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 902 مجمل التواريخ و القصص ، ص 65 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 65 20 . مستوفى در يك خبر واحد ، اين مدت را 13 سال و 3 ماه دانسته است . تاريخ گزيده ، ص 106 دينورى نيز در خبرى اشتباه ، اين مدت را 17 سال ذكر كرده است . الأخبار الطوال ، ص 74 . ليك بهرام اول در تاريخ 274 م . به قدرت رسيد و تا 276 م . بر قدرت بود .