پيش چشمان بهرام شاه تيره شد و چهل روز سوگوار و نژند و پر از گَرد بود . و در اين هنگام تخت بلند شاهى نيز بيكار بود .
چنين بود تا بود گردان سپهر * گهى پر ز درد و گهى پر ز مهر
تو گر باهشى ، مشمر او را بدوست * كه چون دست يابد ، بدرّدت پوست
شب نخست از دى ماه بيآمد ، پس ديگر از گفتن بيآساى و جام مِى بردار .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 834
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٨٣٤