تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 831

مساهمون:

ص٨٣١

اندرز كردن اورمزد و مردن چون اورمزد بدانست كه از مرگ نتوان گريخت ، فراوان خون بگريست . پس در ايوان خود بوب « 1 » بگسترد و بفرمود تا بهرام به پيش او آيد . به دو گفت : اى پسر پاك زاده كه به مردانگى و دانش سر برآورده‌اى ، اكنون ديگر به من ناتوانى روى نهاده و رنگ رخسارم به رنگ موهايم درآمده است . بالاى همچون سرو سهى من خم آورد و رخسار همچون گل سرخم به زردى به درآمد . پس چون هنگام شاهى تو فرا رسد ، شاهى خردمند و بىآزار باش . به هوش باش تا از دادخواه سر نپيچى و گناه ستمكاران را نبخشايى . چون بخواهى كه تاج از تو فروغ گيرد ، هرگز زبان خود را به گِرد دروغ مگردان . خِرد را همچون روان خود و شرم را بسان دستورت بدان و به خوبى و آواى نرم سخن بگوى . خداوند پيروز ، يارت باد و دل زيردستان ، شكار تو بادا . كينه را رها ساز و از آرزو به دور باش . مبادا كه آرزو بر تو فرمانروا گردد . نبايد كه مردم سخن چين و بىدانش و چاره‌گر به نزد تو راه يابند . از نادان هيچ بجز بدترى نيابى . پس به هوش باش كه به سوى بىدانشان ننگرى . بدان كه كسى كه بىشرم و بسيارگوى باشد ، در نزد هيچكس آبرويى ندارد . خِرد را بر خود مهتر بساز و خشم را بندهء خود كن و هرگز با پرهيزگاران تندى مكن . آگاه باش كه آز به گِرد تو نگردد زيرا كه آز ، خشم و بيم و نياز مىآورد . همواره بردبارى و راستى كن و دل خود را از كژّى و كاستى دور ساز . بپرهيز تا بدنام نگردى زيرا كسى كه بدنام باشد ، گيتى را به كام خود نبيند . هرگز از راه خِرد سر مپيچان . بدان كه شتاب بر دلت پشيمانى خواهد آورد ليك درنگ كردن ، راستى را پديد مىآورد . از راه هنر روى مگردان . آگاه باش كه بردباران ، خشمگين نگردند و چشم خود را از نابودنيها بپوشند . ليك اگر بردبارى

هامش
( 1 ) - بوب به پارسى به معناى فرش است .