سخن فراوان مگوى و پارسايى را در برابر ديدگان ديگران مكن . هر سخنى كه شنيدى ، بهترين آن را ياد بگير و به هوش باش تا كدام برايت دلپذير است . در پيش فرهنگيان سخنان سنجيده بگوى . همگان را بنواز و با همه تازه روى باش ، تهيدستانى را كه از تو چيزى بخواهند ، خوار مكن . بدانديش را در پيش تخت خود منشان . هر كسى كه از گناه خود پوزش بخواست ، تو از او بپذير و كينهء گذشته را مخواه . پيوسته دادگر و پرورنده باش . خوشا مرد بخشنده و بردبار . چون دشمن از تو بترسد و چاپلوس گردد ، تو سپاه خود را بيآراى و كوس را ببند . هنگامى به جنگ برو كه دشمن از جنگ بپرهيزد و چنگش سست گردد . ليك اگر آشتى و راستى بجويد و هيچ كاستىاى در دلش نبينى ، ازو باژ بستان و ديگر كينه مجوى و بدين سان به نزديك او آبرو بيآور . دل خود را با دانش بيآراى ، زيرا كه ارزش به دانش است . پس چون اين را بدانى ، به انجام برسان . بدان كه چون بخشنده باشى ، گرامى گردى و با دانايى و دادگرى است كه پر آوازه شوى . تو اين پيمان پدر را با روان خويش نگاه بدار و آن را به همينگونه براى فرزندت به يادگار بگذار . چون من آنچه را كه بايسته بود ، براى فرزندم بكردم و هيچكس را در گيتى نيآزردم ، شما هم از اين پيمان من نگذريد و هيچيك از اين گفتارم را به بد نشماريد . تو پند پدر را بدين سان به ياد بسپار و به نيكى بگراى و بدى را همچون باد بدار . با خيرهسرى روانم را مرنجان و تن ناتوانم را در آتش مسوزان . اى پسر ، هرگز اندوه و رنج كسى را مجوى . بدان كه چون پانسد سال بر اين بگذرد ، بزرگى شما نيز به پايان رسد « 1 » . فرزند و خويشان تو سر از پيمانت بپيچند . همه خِرد و دانش را به كنارى نهند و پند دانايان را نشنوند . يك سره از پيمان راستكارى خود سر بپيچند و به بيداد و ستم و ناراستكارى دست بيازند . گيتى را بر زيردستان تنگ دارند و يزدان پرستان را خوار شمارند .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 817
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٨١٧
هامش
( 1 ) - اشاره تقريبى به تسلط اعراب بر ايران دارد .