تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 819

مساهمون:

ص٨١٩
هامش
صاحب مجمل التواريخ و القصص مكان درگذشت او را در شهر استخر پارس دانسته است . ص 62 . در باب اردشير ذكر چند نكتهء ديگر خالى از اهميت نيست : الف - اردشير براى تحكيم پايه‌هاى پادشاهى سلسله‌اى كه بنيان نهاده بود ( آن هم پس از آشفتگىهاى دوران تسلط سلوكيها و اشكانيها ) در صدد اقدامات فرهنگى ريشه‌اى با تكيه بر گرايش دينى بر آمد . از اين رو موبدان و هيربدان را به سرپرستى تنسر ( ابرسام ) گرد آورد و مال بسيارى را هزينه كرد و از ايشان خواست تا حد امكان به گردآورى و تأليف كتابهاى دينى ، پزشكى و ستاره‌شناسىاى كه توسط اسكندر ، سوخته و يا به روم برده شده بود ، بپردازند . و بدين سان در كنار گردآورى گوشه‌هايى از آن كتب ، باقيماندهء اوستا نيز مدوّن گشت . ر . ك . ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 280 مقدسى ، آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 511 پورداود ، يشتها ، ج 2 ، ص 248 . آنگاه اردشير به پادشاهان دور و نزديك و سران نامه نوشت و از ايشان خواست تا در انجام فرمانهاى دينى كوتاهى نكنند . ثعالبى ، همان ، همان صفحه مقدسى ، همان ، همان صفحه . ب - اردشير بابكان را پيش قدم تنظيم طبقات ناميده‌اند و شاهان بعدى در اين امر از او پيروى كردند . خواص او 3 گروه بودند : 1 - اسواران و شاهزادگان كه در طرف راست شاه و به فاصله ده ذراع از او مىايستادند . 2 - مرزبانان و شاهان ولايات مقيم دربار كه به فاصله ده ذراع از طبقه اول مىايستادند . 3 - دلقكان و بذله گويان كه ايشان نيز به فاصله ده ذراع از طبقه دوم جاى مىگرفتند . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 239 . باز در يك تقسيم بندى ديگر كه معرف طبقات نهاده شده توسط اردشير است ، مسعودى از 7 طبقه نام مىبرد : 1 - وزيران . 2 - موبدان . 3 و 4 و 5 و 6 - كسانى كه اهل تدبير بودند و كار ملك و مشورت و حل و عقد امور با حضور ايشان مىشد . 7 - نغمه گران و مطربان و آشنايان صنعت موسيقى . همان ، ج 1 ، ص 240 . ج - اردشير ايران را به 4 منطقه تقسيم كرد و هر منطقه را به يك اسپهبد داد تا بر آن نظارت داشته باشد : 1 - خراسان . 2 - مغرب . 3 - جنوب . 4 - شمال . مسعودى ، همان ، ص 240 گرديزى ، زين الأخبار ، ص 65 . د - اردشير خراسان را نيز به 4 بخش كرد : 1 - بخش نخست را به مرزبان دو مرو ( مرو شاه جهان و مرو رود ) و طالقان و جوزجان سپرد . 2 - بخش دوم را به مرزبان هرات و پوشنگ و بست و سيستان سپرد . 3 - بخش سوم را به مرزبان بلخ و طبرستان واگذاشت . 4 - بخش چهارم را به مرزبان ماوراءالنهر واگذاشت . ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 281 - 280 گرديزى ، همان ، ص 66 . ه - از دورهء اردشير به بعد ، شاهان ايران روى خود را از نديمان نهان داشتند و ما بين شاه و طبقه اول 20 ذراع فاصله بود زيرا پرده‌اى كه جلوى شاه بود با شاه 10 ذراع و با طبقه اول نيز 10 ذراع ديگر فاصله داشت . پرده دار يك اسواران زاده بود كه او را خرّم باش مىگفتند و چون او مىمرد ، يك اسواران زادهء ديگر را كه تربيت يافته بود ، به پرده دارى مىگماشتند و هر كه به رتبه پرده دارى مىرسيد ، خرّم باش ناميده مىشد . مسعودى ، همان ، ص 241 . و - در بارهء برخى رسوم دربار اردشير ، ابن بلخى مىنويسد : « نديمان او جمله حكما و اهل فضل بودندى و در هفتهء دو روز به مجلس انس نشستى . يك روز به بارگاه بزرگ با بزرگان دولت شراب خوردى و هر كس را نواختى در خور او بفرمودى . و يك روز در خلوت با حكيمان و فاضلان كى نديم او بودند ، شراب خوردى و از ايشان فايده گرفتى . و سراسر مجلسهاى او سخن جدّ رفتى و هرگز به هزل مشغول نگشتى و باقى روزها هفته به تدبير ملك و گشادن جهان و قمع دشمنان مشغول بود . » فارسنامه ، ص 61 . ز - نام برخى از بزرگان دربار اردشير بر جاى مانده ، از آن جمله 1 - تنسر ( ابرسام ،
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 819 | حكيم أبو القاسم الفردوسي