جشن مهرگان و سده به دو تازه گشت . سپس آن سرزمين و تاج و تخت را به آن دو ميزبان بيدار بخت خود سپرد و خودش با پيروزى و شادى از آنجا برفت و بر سرزمين پارس ، داد خود را بگسترانيد . پس چون سپاهيان و ستورانش در آنجا آسوده گشتند ، سپاه را به سوى شهرزور آورد و چندين سپاه را نيز به همراه مردى شايستهء تاج و تخت به سوى كرمان بفرستاد . آنگاه اردشير كه سر بخت دشمن را نگونسار كرده بود ، از آنجا به سوى تيسفون رفت « 1 » .
هامش
( 1 ) - به طور كلى در بارهء ترتيب جنگهاى اردشير در ميان مورخان ، اختلاف نظر وجود دارد . در تواريخ اسلامى جنگهايى به اين صورت براى اردشير ذكر شده است . 1 - جنگ با فاسين ( ماسر ) حاكم چوپانان ( جوبانان ) در ناحيه دارابگرد پارس . كه اردشير او را بكشت و آن شهر را بگرفت . 2 - جنگ با منوچهر حاكم كونس كه به كشته شدن منوچهر و تسخير شهر او توسط اردشير منجر شد . 3 - كشتن دارا حاكم منطقه لروير ( ارزيز ) و تصرف سرزمين او . 4 - جنگ با شاپور - پسر بابك - كه به روايتى برادر خود اردشير بوده است و بابك پس از كشتن گوزهر ، او را به حكومت استخر پارس رسانده بود . از آنجا كه شاپور به اردشير نامهاى فرستاد و از او كه برادر كوچكترش بود ، خواست تا به نزد او برود و از او فرمانبردارى كند ، شاپور خشمگين گشت و برادران ديگرش را بخواند و ايشان را با سپاهى به جنگ اردشير فرستاد . ليك از آن روز كه ايشان طرفدار اردشير بودند ، بازگشتند و شاپور را بند كردند و به اردشير نامهاى بنوشتند . چون اردشير به نزد ايشان آمد ، آنها هم تاج شاهى پارس را بر سر اردشير نهادند . ليك چون پس از مدتى ، اردشير آگاه شد كه برادرانش به همراه تنى چند از فرماندهان ، قصد كشتن او را دارند ، همهء برادرانش و آن فرماندهان را بكشت . 5 - مردم دارابگرد پس از مدتى بر اردشير شوريدند و اردشير با سپاهى به سركوبى ايشان رفت و همهء شورشيان را بكشت . 6 - سپس به جنگ بلاش ، حاكم كرمان رفت و او را كشت و شهر را تصرف كرد و پسرش را كه اردشير نام داشت ، به حكومت آنجا گمارد . 7 - آنگاه همچنان كه گفته شد به جنگ هفتواد رفت . 8 - غلبهء بر مهرك نوشزاد و تصرف اردشيرخره . 9 - رفتن به اصفهان و كشتن شاد شاپور ، حاكم آنجا و تصرف اصفهان . 10 - جنگ با نيروفر ( نيلوفر ، بيدوفره ) شاه اهواز ( خوزستان ) كه به تصرف منطقه و گرفتن نيروفر منجر شد . 11 - كشتن بندو ، شاه ميسان و تصرف منطقه . 12 - جنگ با اردوان و كشتن او چنان كه ذكر شد . 13 - تصرف همدان و تمامى نواحى جبال و نهاوند و دينور و آذربايجان و ارمينيه و موصل و سورستان ( سواد ) و شهرهاى مرو و بلخ و هرات و نيشابور و ديگر نواحى خراسان و سيستان و گرگان و كشتن شاهان آن نواحى . گويند اردشير گروهى را در شهر مرو بكشت و سرهايشان را به پارس فرستاد و در پيش آتشكدهء اناهيد استخر بر دار كرد . 14 - آنگاه شاهان ديگرى همچون شاه كوشان و طوران و مكران از او فرمانبردارى كردند و رسول فرستادند . 15 - رفتن اردشير به جنگ سنتروك ( سنطرق ) حاكم بحرين . ليك سنتروك درون حصار رفت و پناه گرفت . يك سال بدين سان در محاصره گذشت تا اين كه قحطى پديد آمد . سپاهيان سنتروك بر او گرد آمدند و آهنگ كشتن او را كردند . ليك او خود را از ديوار حصار بينداخت و بمرد و اردشير بحرين را بگرفت . 16 - تصرف قريه پر ثروت الار ( لار ) از روستاى كوجران از نواحى ساحلى اردشيرخره و كشتن ملكهء آن . به طور كلى گفته شده كه اردشير حدود 90 تن از ملوك الطوائف را بكشت و نواحى ايشان را به تصرف خود در آورد . ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 584 - 581 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 884 - 877 دينورى ، الأخبار الطوال ، ص 69 - 68 مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 242 اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 44 يعقوبى ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 194 بندهش ، ص 140 . پس از پيروزيهايى كه اردشير بر ملوك الطوائف يافت و با تاخت و تازهاى او و سپاهيانش در بين النهرين ، و رخنه ايشان در استانهاى سوريه و كاپادوكيه ، الكساندسِوِر - امپراطور روم - خطر ايران را جدى يافت و در رأس سپاهى آمادهء مقابله شد . دو سپاه ديگر روم نيز در ارمنستان و فرات مستقر شدند . ليك سپاهيان اردشير به مقابلهء ايشان پرداختند و لشگريان رومى آسيب فراوانى ديدند . با اين همه نتيجهء جنگ چندان مشخص نشد و هر دو طرف ، خود را پيروز اعلام داشتند . ر . ك . لوكونين ، تمدن ايران ساسانى ، ص 80 .