تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 785

مساهمون:

ص٧٨٥

همچون ديبا و دينار و هر گونه چيز ديگرى برگزيد و آن همه خواسته را با چشم خِرد ، ناچيز ديد . دو تبنگو را نيز پر از سرب و ارزيز كرد و ديگ رويينى را نيز بيآورد . چون آن نيرنگها را بكرد ، دَه خر از سالار آخور بخواست . آنگاه خود اردشير همچون خربندگان « 1 » جامه‌هايى از گليم بپوشيد « 2 » و با بارى پر از زر و سيم و دلى آزرده و راهجوى از سپاه به سوى دژ روى نهاد . آن دو مرد جوان روستايى را نيز كه روزى او را ميزبان بودند ، با خود ببرد . زيرا هم دوست اردشير بودند و هم سگالشگر او . چون به نزديك آن دژ رسيدند ، چندى بر آن كوه ببودند . در آنجا شست مرد به نگاهبانى از كرم مىپرداختند و دَمى نيز از آن كار سر نمىتافتند . پس چون ايشان را بديدند ، يك تن از آنها به آواى بلند گفت : در آن تبنگو چه چيزى نهان داريد ؟ اردشير شهريار به دو گفت : در اين بارها همه گونه چيز از پيرايه و جامه و سيم و زر و ديبا و دينار و خز و گوهر دارم . من بازرگانى خراسانى هستم كه از بخت كرم است كه اين همه خواسته دارم . اكنون نيز با شادى به پيش تخت كرم آمده‌ام تا بر پرستش خود بيفزايم . چرا كه از بخت او بود كه كار من راست گشت . نگاهبانان كرم كه چنين شنيدند ، در همان هنگام در دژ را بگشودند و خر و بارهاى او را به درون دژ بردند . اردشير نيز زود سر بارها را بگشود و چيزهايى را كه ناگزير بود ، ببخشيد . دستار خوانى « 3 » نيز همچون خربندگان در پيش آن پرستندگان كرم بگسترد . آنگاه در تنبگوها را بگشود و جامهاى نبيذى براى ايشان پر كرد . ليك همهء آن كسانى كه شير و برنج براى خوراك كرم فراهم مىآوردند ، از آن رو كه بايد پاس مىدادند ، جام نبيذ را نپذيرفتند و جايى براى مستى نديدند . اردشير كه از كار ايشان و خوراك كرم آگه شد ، برپاى جست و گفت : برنج و شير فراوانى با من است . اينك اگر مرا دستور مىدهيد ،

هامش
( 1 ) - خربنده به كسى اطلاق مىشده كه خر به كرايه مىداده است . برهان قاطع ، ماده خربنده .
( 2 ) در كارنامه اردشير بابكان آمده كه اردشير ، خود را با جامه‌هايى خراسانى بيآراست . بخش هشتم ، بند 2 ، ص 198 .
( 3 ) - دستار خوان به پارسى به معناى سفره است .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 785 | حكيم أبو القاسم الفردوسي