تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 776

مساهمون:

ص٧٧٦

داستان كرم هفتواد اينك اين شگفتى را ببين كه چون دهگان راز از نهفت بگشود ، چه گفت . چون دهگان از بالا و پهناى پارس سخن گويد ، مىگويد در كنار درياى پارس شهرى به نام كجاران « 1 » بود كه مردم بسيارى در آن شهر كوچك بودند و همگى با كوشش ، خوراك خود را فراهم مىساختند . در آن شهر دختران فراوانى بودند كه در جستجوى نانى مىكوشيدند . آن شهر از يك سو به كوه نزديكتر بود . پس همهء گروههاى دختران گرد مىآمدند و هر يك پنبه و دوكدانى از چوب خدنگ با خود به آن كوه مىبردند . در كنار دروازهء شهر همهء گروههاى دختران با يكديگر پيش كوه مىرفتند و در آنجا مىماندند و [ به گاه خوردن ] خوراكهاى خود را با يكديگر مىآميختند و هيچ كم و بيشى در خوردنشان نبود . ديگر هيچ نمىكردند و تنها به پنبه ريسى مىپرداختند . چون شب هنگام به سوى خانه بازمىگشتند ، از آن پنبه‌ها ريسمانى براى نگار جامه بافته بودند . در آن شهر بىچيز و خرّم نهاد ، مردى به نام هفتواد « 2 » بود كه او را نام و آوازه‌اى بود ، زيرا كه هفت پسر داشت . ليك تنها يك دختر داشت و دختران را به چيزى نمىشمرد . روزى آن گروههاى دختران با دوكهاى خود در پيش كوه نشسته بودند . به هنگام خوردن ، دوك خود را بگذاشتند و هر خوردنىاى كه داشتند ، با هم برآميختند . آن روز چون آن دختران به آن راه مىآمدند ، آن دختر نيكبخت هفتواد در ميان راه سيبى را بديد كه باد از درختى بر زمين افكنده بود . پس آن را برگرفت . اكنون

هامش
( 1 ) - صاحب مجمل التواريخ و القصص ، اين نام را به صورت كجاوران ضبط كرده است . ص 60 . شهيدى مازندرانى آن را در ناحيهء پارس ، جنوب شرقى جهرم دانسته است . راهنماى نقشه جغرافيايى شاهنامه فردوسى ، ماده كجاران .
( 2 ) - همان هفتان بوخت پهلوى . طبرى و بلعمى اين نام را به صورت ابتنبود آورده‌اند . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 582 تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 879 .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 776 | حكيم أبو القاسم الفردوسي