جنگ اردشير با كردان آنگاه اردشير سپاه بيشمارى را از استخر ببرد تا به رزم با كردان برود . او پاداش اين نيكى را از يزدان مىجست كه خون دزدان را بر آن سرزمين بريزد . چون شاه اردشير به نزديك ايشان رسيد ، كردان بيشمارى به جنگش آمدند . اگر چه كارى آسان بود ، ليك دشوار گشت و همهء كشور با كردان يار شدند « 1 » . در برابر هر سوار پارسى سپاه اردشير ، سى سپاهى كُرد بودند « 2 » . يك روز تا شب با يكديگر درآويختند و
هامش
( 1 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 1509 ، بيت 452 آمده :
يكى كار بد خوار و دشوار گشت * ابا گرد كشور همه يار گشت
ليك در نسخ بروخيم ، ج 7 ، ص 1944 و مسكو ، ج 7 ، ص 136 در مصراع دوم بجاى « گرد » ، « كُرد » آمده است كه صحيح مىباشد .
( 2 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 1509 ، بيت 453 آمده :
يكى لشكرى كرده بد پارسى * فزونتر ز كردان يك دو بسى
ليك در ترجمهء عربى شاهنامه در بارهء مصراع دوم آمده : « كان بازاء كل فارس فارسى ثلاثون منهم » . نسخهء مسكو ، ج 7 ، ص 136 . كه البته صحيح مىباشد .