چكاچاك تيغها برخاست و بارانى از تير فرو باريد « 1 » . اردوان در آن ميان گرفتار گشت و سرانجام از براى تاج ، روان شيرين خود را بداد . مردى به نام خرّاد او را گرفتار ساخت و لگام اسپش را گرفت و او را كه در بند آورده بود ، به پيش اردشير شاه ببرد . اردشير از دور اردوان را بديد . در همان هنگام اردوان با روانى تيره و تنى زخمى از تير از اسپ فرود آمد . ليك اردشير شاه به دژخيم بفرمود كه : برو آن دشمن پادشاه را بگير و با دشنه ميان او را به دو نيم كن و دل بدسگالان را پر از بيم ساز . دژخيم نيز كه چنين شنيد ، بيآمد و فرمان او را به انجام رسانيد . و بدين سان اردوان نامدار از گيتى ناپديد گشت « 2 » . چنين است كردار اين چرخ پير * چه با اردوان و چه با اردشير كرا تا ستاره برآرد بلند * سپارد مر او را به خاك نژند دو فرزند اردوان نيز گرفتار گشتند و بدين گونه دودمان آرش « 3 » به دست اردشير خوار شد . پاى هر دو فرزند اردوان را در بند آوردند و اردشير شاه بلند ، ايشان را به زندان فرستاد . ليك دو فرزند مهترش از روم بگريختند و به دام رنج و سختى درنيآويختند و گريان به هندوستان رفتند . همهء رزمگاه پر از ستام و كمر و جنگ افزار و سيم و زر بود . پس اردشير شاه بفرمود تا آنها را گرد كردند و سپس همهء آنها را به سپاهيان ببخشيد . آنگاه تباك از ميان آن بزرگان برفت و تن اردوان را از خون پاك كرد و خروشان او را از خاك نبرد بشست و به آيين شاهان دخمهاى بساخت . سپس تن
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 771
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٧٧١
هامش
( 1 ) - برخى آوردهاند كه در آن جنگ ، شاپور پسر اردشير وزير ، دبير و يا سپهسالار اردوان بنام داربنداذ ( دربنداز ) را بكشت . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 584 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 882 .
( 2 ) - غالباً بر آن هستند كه اين خود اردشير بود كه پس از اردوان تاخت و بر او دست يافت و او را بكشت . آنگاه سر اردوان را كه از تنش جدا ساخته بود ، چندان لگدكوب كرد كه مغزش از سر بيرون زد . ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 584 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 883 - 882 ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 277 مجمل التواريخ و القصص ، ص 60 . صاحب مجمل التواريخ و القصص آورده كه اردشير خون اردوان را بخورد . همان صفحه . گويند از اين روز بود كه اردشير را شاهنشاه ناميدند . طبرى ، همان ، همان صفحه بلعمى ، همان ، همان صفحه .
( 3 ) - مراد اشكانيان هستند كه منتسب به ارش ( آرش ) بودهاند .