را آهنگ خورد و خواب و نشستن است و به نيك و بد راه مىجويى . ليك مرا به هر آنچه كه گفتى ، هيچ راهى نيست و خورشيد و ماه نيز از اين دانش آگاه نيستند . پس بدان كه هستى پروردگار ، رازى نيست و او را دژ هيچ كارى ، آغاز و انجام نباشد .
چون بگويد باش هر آنچه خواهد مىشود . و كسى كه بجز اين داند ، بيهوده است .
من در اين آفرينش تنها بندهاى هستم و پرستندهء آفريننده مىباشم . هرچه كردم ، تنها به فرمان او بود و سر از پيمان او برنمىتابم . پس به يزدان بگراى و به دو پناه ببر و به اندازه ، هرچه مىخواهى ، ازو بخواه . هيچكس را بجز او كردگار سپهر و فروزندهء ماه و ناهيد و خورشيد مدان . درود پروردگار بر روان پيامبر [ ص ] و به يارانش .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 748
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٧٤٨