تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 740

مساهمون:

ص٧٤٠

آسايش خواهد بود . هر سال سد هزار دينار از گنج من به مردم درستكار « 1 » ببخشيد . چون بمُردم ، مرا در مصر در خاك كنيد و سر از گفتار من مپيچيد . اگر از روشنك پسرى زاده شود ، بىگمان نام پدر را زنده خواهد كرد . پس هيچكس بجز او نبايد كه شاه روم گردد . زيرا كه او آن سرزمين را تازه خواهد گردانيد . اگر هم ازو دخترى آمد ، او را به همسرى فرزند فيليپوس درآور و ديگر او را فرزند خود بخوان ، نه داماد من . و ياد مرا در گيتى به او تازه كن . دختر كيد را نيز چون خودش با اين كار همداستان گشت ، با هميان و برده‌هاى نيكخواه و نيز با همان افسر و گوهر و سيم و زرى كه او از نزد پدرش آورده بود ، در كجاوه‌اى ، با ارجمندى به نزد پدرش به هندوستان بفرستيد . من نيز در اينجا همهء كارها را بساختم و با بيچارگى دل به مرگ نهادم . شمايان هم نخست مرا در نساجامه كنيد و در گاسونهء زرّينى بنهيد و سرم را با شاهبوى آغشته سازيد . زربفت چينى نيز چنان كه سزاوار من باشد ، بر من نهيد . همهء درزهاى گاسونه مرا نيز با كرف و كافور و مشك و خوشبوى بگيريد . پس نخست بالاى آن گاسونه را با انگبين بيآكنيد . آنگاه در زير آن ديباى چينى بنهيد و تن مرا به روى آن گذاريد و روى آن را بپوشانيد . اى مادر پر خِرد ، تا هنگامى كه زنده باشى ، پند مرا نگاهدار باش . هرچه را كه از هند و چين و توران و ايران و مكران آورده‌ام ، تو در نزد خود نگاهدار و آنچه را هم كه افزون باشد ، ببخش . اى مهربان ، از تو مىخواهم كه بيدار « 2 » و روشن روان باشى و تن خود را بسيار رنجه مدارى ، زيرا كه هيچكس در گيتى جاويد نيست . بىگمان چون روزگار تو نيز بسر آيد ، روانم روان تو را خواهد ديد . پس بدان كه شكيبايى نامىتر از مِهر است و سبكسرى كار كهتران

هامش
( 1 ) - درستكار همان خويشكار پهلوى است كه در متن آمده ، ساعى ، متدين . ر . ك . برهان قاطع ، ماده خويشكار ، حواشى معين .
( 2 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 1483 ، بيت 1817 آمده : به تو حاجت آنستم اى مهربان * كه پندار باشى و روشن روان ليك در نسخهء بروخيم ، ج 7 ، ص 1912 و مسكو ، ج 7 ص 105 در مصراع دوم بجاى « پندار » ، « بيدار » آمده كه صحيح مىباشد .