رفتن اسكندر به شهر برهمنان
آنگاه اسكندر از آنجا سپاه خود را به شتاب براند تا اين كه به شهر برهمنان رسيد تا از پرهيزگاران آن در بارهء كردارهاى كهن بپرسد . چون برهمنان از آوردن سپاه اسكندر شاه به آنجا آگه شدند ، همگى از كوهى كه در آن به پرستش سرگرم بودند ، فرود آمدند . پس آن خردمندان به نزد اسكندر - شاه موبدان - نامهاى بنوشتند . در آغاز نامه ، آن بزرگان ، آفرين پروردگار را بر اسكندر - شهريار گيتى - بدادند و گفتند :
همواره دانش و نيروى اسكندر شاه فزون و پيروزگر باد . آنگاه گفتند : اى شهريار سترگ ، يزدان ، گيتى بزرگ را به تو داده است . پس از چه رو ديگر به اين سرزمين بىارزش كه جاى پرستندگان خدا است ، روى كردهاى ؟ اگر اين آمدن تو به اينجا از
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 706
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٧٠٦