تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧

سواران نيزه‌گزار خواهد آمد كه كيش يزدان از براى او به چهار سو « 1 » شود . چهارم آن تشنه‌اى كه از آب خوش گريزان بود و ماهى بر او آب مىريخت پس بدان كه روزگارى خواهد آمد كه مرد پاكيزه چون از آب دانش بخورَد ، خوار خواهد گشت و همچون ماهى به دريا مىرود . ليك سر بدكنش به آسمان برخواهد شد . اگر چه آن دانشمند همهء تشنگان را به نوشيدن آب دانش فرا مىخوانَد ، ليك هيچكس او را پاسخى نخواهد داد . همه گروه گروه از آن مرد دانش‌پژوه مىگريزند و بر او لب به بد مىگشايند . پنجم آن شارستانى كه ديدى كه در آن پر از خريد و فروش بود و گويى روزگار چشم ايشان را بدوخته بود و از كورى ، يكى ديگرى را نمىديد و هيچكس به كس ديگر نمىنگريست پس بدان كه روزگارى خواهد آمد كه چنان شود كه دانا نوكر نادان باشد و مرد دانشمند ، پريشان و خوار گردد و ديگر درخت خِرد براى ايشان بار نيآورَد و دانشمندان ، نادان را بستايند . ليك همهء آن كسانى كه دروغ مىگويند ، مىدانند كه آن ستايش ايشان فروغى نمىگيرد . ششم آن بيمار سستى كه به پرستش يك گروه تندرست برفت پس بدان كه روزگارى خواهد آمد كه ديگر تهيدستان و درويشان زار در پيش چشم توانگران ، خوار خواهند شد و اگر چه با بيچارگى به گِرد آن توانگران مىگردند ، ليك ايشان را هيچ ندهند . كنيز و بنده رايگان و بىارزش خواهد گشت . هفتم آن اسپ دو سر را ديدى كه هيچ راهى براى بيرون شدن خوراك از تنش نبود پس بدان كه روزگارى خواهد آمد كه مردم تنها با خواسته و چيز شاد مىشوند ، ليك از آن سيرى نمىيابند . نه درويشان از ايشان بهره‌اى مىيابند و نه دانش‌پژوهان و نامداران . همه چيز را تنها براى خود مىخواهند و هيچكس را فريادرس نمىگردند . هشتم آن سه خُم پر آب كه ديدى كه يكى از آنها تا ميانش تهى مانده بود و آن دو خُم پيوسته پر از آب بودند ، ليك ميان آن ديگرى خشك بود پس

هامش
( 1 ) - آيا مراد حضرت محمد ( ص ) و اشاره به مذاهب اربعه سنت است ؟
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 667 | حكيم أبو القاسم الفردوسي