تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦

براى او تابان است . ديگر فرزانه‌اى كه در نهان دارى و همهء راز گيتى را با تو مىگويد . سديگر پزشك ارجمندى است كه در دانايى نام بلندى دارد . و چهارم جامى است كه چون آب در آن بريزى ، نه از آتش گرم مىشود و نه از آفتاب و هرچه از آن خورده شود ، آبش كاستى نيابد . پس چون اسكندر بيآيد ، اگر مىخواهى كه در اينجا درنگ نكند ، تو با اين چهار چيز با او نرمى بجوى و آهنگ جنگ مكن . و بدان كه تو را توان پايدارى در برابر سپاهيان او نيست . اينك چون در كارت انديشهء فرخ بنهيم ، آن خوابهايت را نيز پاسخ مىدهيم : نخست آن خانه و سوراخ تنگى كه بديدى و آن پيل كه بىدرنگ از آن سوراخ بيرون مىشد پس تو آن خانه را همچون گيتى بدان و آن پيل نيز شاه ناسپاس و بيدادگر و دروغگويى باشد كه تنها نامى از شاهى دارد . دو ديگر آنچه كه ديدى تاج و تخت از كسى برفت و بخت با كسى ديگر يار شد همان است كه اين گيتى واژگونه يكى را مىبَرَد و ديگرى را به شتاب مىآورد . دلش پست و فرومايه و تنش ناتوان و روانش تيره و آزمند باشد و چون زيردستانش شاد باشند ، دل آن شاه پر از اندوه و لبش پر از آه باشد . سديگر آن كرپاس نغزى كه ديدى كه چهار پاكيزه مغز آن را گرفته و مىكشيدند و نه آن كرپاس نغز از كشيدن دريده شد و نه آن كِشندگانش به ستوه آمدند پس تو آن كرپاس را كيش يزدان بشناس كه آن چهار كِشنده از براى پاسدارى آن بودند . يكى از ايشان كيش دهگان آتش پرست است كه بىباژ ، برسم بدست نمىگيرد . ديگر كيش موسى است كه آن را جهود مىخوانى و مىگويد هيچ بجز اين را نشايد ستودن . ديگر كيش آن پارساى يونانى است كه در دل پادشاه ، داد مىآورد . و چهارمين كيش ، كيش پاكى از تازيان است كه سر هوشمندان را از خاك برخواهد آورد « 1 » . اين چهار كيش پيوسته آن را از يكديگر مىكِشند و بدين سان از براى كيش دشمن يكديگر خواهند شد . پس از اين ، مرد نامدار پاكيزه و نيكخويى از دشت

هامش
( 1 ) - در نسخهء مسكو ، ج 7 ، ص 17 بجاى اين بيت ، چنين آمده : چهارم بيايد همين پاك راى * سر هوشمندان برآرد ز جاى
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 666 | حكيم أبو القاسم الفردوسي