هوشيارانه در او بنگريست ، دلش مِهر و پيوند او را برگزيد . پس از همه جاى ايران دينار و گوهرهاى شاهوار فراوانى براى بشار بر او ببردند « 1 » . همهء ايران و توران و چين به شاهى بر او آفرين خواندند و همهء گيتى پر از داد و همهء ويرانيها ، آباد گشت . خواب ديدن كيد پادشاه قنوج « 2 » تو را چون اين سخن بشنوى ، شگفت خواهد آمد . گويندهء پهلوى چنين گفت كه : در هند شاهى خردمند و بينا دل و شادكام به نام كيد « 3 » بود كه دل و مغز خردمندان و نشست كيان و فرّهء موبدان را داشت . اينك اين شگفتى را بنگر . چنان شد كه كيد دَه شب پِى در پى خوابهايى بديد . پس بفرمود تا همهء دانايان و سگالشگران هندوستان كه در گفتار و دانش توانا بودند ، انجمن گشتند . آنگاه كيد همهء آنها خوابها را در پيش ايشان بگفت و هرچه نهان بود ، در نزد آنها آشكار بكرد . ليك هيچيك از ايشان نتوانست آن خواب را گزارش كند « 4 » . پس دلشان پر انديشه و رويشان زرد شد . سرانجام يكى به كيد گفت : اى شهريار خردمند كه يادگار مهترانى ، بدان كه نامدارى به نام مهران است كه در گيتى بسيار خردمند گشته است . ولى خورد و خوابش در شهر نيست و پيوسته با دد و دام بسر مىبرد . از تخم گياهان كوهى مىخورد و كسانى چون ما را از مردمان نمىشمارد . با ميش كوهى و آهو مىنشيند و از مردم كناره مىگيرد . و بدين سان مرد پرستندهاى است كه بخت بلندى دارد و هيچ گزندى نيز از گيتى بر او نمىرسد . شاه كيد كه چنين شنيد ، به آن دانشمند گفت : اگر از اين پر هنر نيز بگذرى ، ديگر
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 663
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٦٦٣
هامش
( 1 ) - طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ص 489 .
( 2 ) - ر . ك . ج 1 از كتاب حاضر ، ص 259 .
( 3 ) - در اكثر قريب به اتفاق روايات ، اين نام به صورت كيد آمده ليك مسعودى آن را به صورت كند ضبط كرده است . مروج الذهب ، ج 1 ، ص 287 .
( 4 ) - گزارش كردن خواب به معناى تعبير آن است .