مىآمد . از آن همه نالهء نفير و دراى هندى ، دل خاك نيز از جاى برمىآمد . از آواى اسپان و بانگ سران و چرنگيدن گرزهاى گران ، گويى زمين همچون كوهى جنگى گشته و آسمان نيز از آن همه گَرد به سياهى روى زنگى شده بود . آن پهلوانان پرخاش جوى يك هفته را بدين سان با يكديگر روياروى بودند . به روز هشتم چنان گَرد تيرهاى برخاست كه خورشيد نيز لاژوردين گشت . آن گَرد ، چشمان سپاه ايران را بپوشانيد و ديگر هيچ بجز خاك آوردگاه نديدند . شاهنشاه دارا كه چنين ديد ، روى از جنگ بپيچيد و همهء آن نامداران پرخاش جوى نيز چنين كردند . و بدين سان آن سپاهيان از آن رزمگاه گريختند و از رود فرات بگذشتند . سپاه اسكندر نيز از پس ايشان بتاختند . يك سپاه پر از اندوه و سپاه ديگر شادمان بود . اسكندر تا لب رود فرات برفت و بيشمار از ايرانيان بكشتند و آنگاه اسكندر به سپاهيانش بفرمود تا رود را رها سازند « 1 » و از لب رود بازگردند . و بدين سان اسكندر با پيروزى به آن رزمگاهى كه با آن سپاهيان برگزيده « 2 » بود ، بيآمد . دو ديگر رزم دارا با اسكندر چون دارا از پيش اسكندر برفت ، شتابان سوارانى را به هر سو بفرستاد و سران و بزرگان ايران را فراخواند . سپس روزىدهان را بخواند و همه را درم بداد . سرِ ماه همهء سپاه را آباد كرد و بار ديگر به اينسوى رود فرات آمد و سپاه را بر آن پهن دشت
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 641
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٦٤١
هامش
( 1 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 1394 ، بيت 171 آمده :
سپاه از لب رود برگاشتند * بفرمود تا رود بگذاشتند
ليك در نسخهء بروخيم ، ج 6 ، ص 1792 در مصراع دوم بجاى « بگذاشتند » ، « نگذاشتند » آمده كه صحيح مىباشد .
( 2 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 1394 ، بيت 172 آمده :
بپيروزى آمد بدين رزمگاه * كجا پيش بد ناگزيده سپاه
ليك در نسخهء بروخيم ، ج 6 ، ص 1792 در مصراع دوم بجاى « ناگزيده « ، « باگزيده » آمده كه صحيح است .