ايشان براند و گفت : اكنون اين كار را چگونه مىبينيد ؟ فيليپوس در اين كار آبروى خود را مىجويد . پس همهء مهتران بر او آفرين خواندند و گفتند : اى شاه بينا دل و پاك كيش ، خود شاهنشاه مهتر مهتران است و همان كارى را كه بهتر است ، برمىگزيند . ليك بدان كه اين نامدار دخترى دارد كه بالايش چون سرو و رخسارش همچون بهار است . هيچ بتآرايى چون او در چين هم نبيند و در ميان بتان همچون نگين درخشانى است و اگر شاه او را ببيند ، مىپسندد و آن سرو بلند را به شبستان خود خواهد آورد . شاه ايران كه چنين شنيد ، فرستادهء روم را به پيش خود خواند و آنچه از آن نيكخواهان شنيده بود ، با او بگفت . سپس به دو گفت : به پيش قيصر برو و او را بگوى كه : اگر آبرو مىجويى و مىخواهى كه بىهيچ رنجى در سرزمينت بمانى ، آن دخترى را كه در پس پرده دارى و افسر بانوان است و او را ناهيد مىخوانى و بر اورنگ زرّين مىنشانى ، به همراه باژ روم به پيش من بفرست . فرستاده كه پيام او را بشنيد ، همچون باد بيآمد و آن گفته را به نزد قيصر ياد كرد . فيليپوس و سپاهيانش از اين كه داماد شاه روم كسى چون شاه ايران بشود ، شاد شدند . پس در بارهء باژ و ساو سخن گفتند و اين كه روم تا چه اندازه توان دادن آن را دارد . سرانجام بر آن نهادند كه شاه ايران در مهر ماه هر سال ده هزار تخم مرغ زرّين « 1 » كه سنگينى هر يك نهسد و شست نخود « 2 » باشد و به همراه هر يك از آنها يك گوهر شاهوار به همان سنگينى از قيصر بستاند . و بدين سان شاه ايران بر آن مرزبانان روم بخشايش آورد . سپس به همهء فرزانگان و بزرگان شهر بفرمود تا دل از هر كار بپرداختند و هر يك با بشارى به همراه دختر شهريار روم برفتند . آنگاه يك تخت زرّين بيآراستند و كنيزان تاجورى بيآوردند و ده بار شتر از ديباى رومى گوهر و زربافت و سيسد بار شتر از گستردنى به همراه او ببردند . ناهيد - آن دلآراى رومى -
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 629
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٦٢٩
هامش
( 1 ) - غالب روايات بجاى ده هزار ، صد هزار تخم زرّين آوردهاند . ر . ك . دينورى ، الاخبار الطوال ، ص 53 جوزجانى ، طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 147 تجارب الامم فى اخبار ملوك العرب و العجم ، ص 136 .
( 2 ) - 960 نخود برابر با 40 مثقال است .