شاه روم نامه نوشتند كه پسر هماى سپاه بيشمارى بيآورده است . چون سالار روم اين سخن را بشنيد ، آن روزگار كهن به يادش آمد . پس سپاه نامدارى از عمّوريه « 1 » گرد آورد . چون دارا بيآمد ، بزرگان روم آن سرزمينها را تهى كردند . فيليپوس و سران سپاه و پهلوانان و جنگاوران از عمّوريه به جنگ بيرون شدند و در سه روز دو رزم بزرگ كرده شد . به روز چهارم چون خورشيد گيتىفروز ، فروزان گشت ، فيليپوس و سپاهيانش گريزان شدند و براى يكى از ايشان نيز كلاهخود رومى نمانْد . ايرانيان كه چنين ديدند ، زنان و كودكان ايشان را بَرده ساختند و بسيارى را نيز با شمشير و تير بكشتند . و بدين گونه تنها دو بخش از آن سپاه رومى از پيش داراب بگريختند و در شهر عمّوريه پناه گرفتند . ديگر سپاهيان كشته و زخمى شده و بسيارى از پشت نيزه خورده بودند . بسيارى هم از ايرانيان زينهار بخواستند . پس فرستادهء خردمند و بيدارى با خوشى و فروتنى به همراه هميان و برده و بشار و دو تبنگو پر از گوهرهاى شاهوار از سوى فيليپوس به نزد داراب آمد و او را چنين پيام داد كه : من از خدا مىخواهم كه مرا در اين كار راهنما باشد تا فرجام اين رزم را شادى و بزم سازيم . پس مبادا كه از اين پس دل به سوى رزم آوريم . تنها بايد راستى و مردمى كرد ، زيرا كه از كژّى و آز ، كاستى ببار خواهد آمد . بدان كه چون تو خواستى كه شهر عمّوريه را كه نشستنگاه من است ، در دست گيرى ، دل من از براى آبرويم به جوش آمد و از آن رو بود كه جنگ بكردم . اينك تو آن كن كه سزاوار شهرياران است زيرا تو پادشاهى و پدرت نيز شاه بوده است . چون داراب پيام او را بشنيد ، خردمندان را فراخواند و همهء آن داستان را به پيش
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 628
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٦٢٨
هامش
( 1 ) - شهر عَمورّيه كه به زبان يونانى آموريومAmoriumگويند ، در شبه جزيره آناتولى ، در جنوب سيورى حصار واقع شده بود . امروزه نام آن عمرانيه است و در استان افيون تركيه قرار دارد . شهيدى مازندرانى ، راهنماى نقشه جغرافيايى شاهنامه فردوسى ، ماده عموريه لسترنج ، جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 163 .