تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧

شكستن داراب ، سپاه شعيب اين چنين بود تا اين كه سد هزار سوار نبرده و نيزه‌گزار تازى به سالارى شعيب - نامدارى از نژاد قتيب - به رزم با ايران برفتند . شاه ايران كه چنين ديد ، سپاه بيشمارى به جنگ ايشان ببرد . چون آن دو سپاه با هم روياروى شدند ، گيتى از آن پرخاش جويان دژم شد . زمين به زير آن سپاهيان به ستوه آمد و هيچكس جاى رفتن بر روى زمين را نيافت . از باران ژوپين و تير ، زمين همچون آبگيرى از خون شد . از هر پهلوانى خروش برآمد و در هر سو انبوهى از كشتگان بديدند . سه شبانروز آن جنگ پيوسته بود . در شب چهارم سرانجام عربان روى از جنگ برتافتند و از آن دشت پيكار بگريختند . شعيب نيز در آن رزمگاه كشته شد و بخت عربان برگشت . و بدين سان اسپان تازى بسيارى با زين خدنگ و نيزه و كلاهخود و گبر از آن گريختگان برجاى ماند . داراب - پسر هماى - نيز همهء آنچه را كه از اسپ و تاج و تيغ و كلاه يافته بود ، بر سپاهيان ببخشيد . آنگاه مرزبانى را از ميان سپاهيان برگزيد كه زبان ايشان را بداند . پس او را بفرستاد تا باژ آن سال و سال گذشته را از مردم آن دشت بخواهد . رزم كردن داراب با فيليپوس و به زنى گرفتن ، دخترش را پس از آن ، داراب از دشت نيزه‌وران به روم رفت و در آن سرزمين آباد جنگ بجست . شاه روم در آن هنگام فيليپوس « 1 » بود و شاه سوس « 2 » نيز با او يكى بود . به

هامش
( 1 ) - فيلقوس شكل معرب اين نام است .
( 2 ) سوس ، شهر و بندرى در تونس ، واقع در ساحل خليج حمامه است . اين بندر كه به وسيلهء فنيقىها در حدود قرن نهم ق . م . بنا شده ، در قديم هدروميتوم خوانده مىشد . حدود العالم ، ص 91 تعليقات مينورسكى نيز مقدسى ، احسن التقاسيم ، ج 1 ، ص 34 .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 627 | حكيم أبو القاسم الفردوسي