تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 790

مساهمون:

ص٧٩٠
مىخواهد و چه كسى را بر اين دشت كينه ، پيروز مىگرداند ؟ آنگاه هومان چون باد به سراپرده آمد و كلاهخودى ديگر بر سر نهاد و درفش و اسپ و جوشن و سپر ديگرگونه‌اى نيز بجست و به آوردگاه رفت . چون به نزديك رستم رسيد ، بايستاد و بر و دوش او را بديد . آنگاه به دو گفت : اى نامدار كمندافكن و پهلوان و اى سوار جنگى ، سوگند به يزدان كه اگر يك كينه‌خواه به مانند تو ديده باشم ، درست به مانند اين است كه بگويم از تخت و تاج بيزارم . براستى كه در ميان اين سپاه بزرگ ، هيچ نامدار دلير و سترگى را كه چون تو اين همه نبرد بجويد و گَرد از دل شير نيز برآورد ، نبينم . در سپاه ايران ، بجز تو هيچكسى را كه دلى رزمخواه داشته باشد ، نديده‌ام . اكنون بيا و از نام و نژاد خويش و از شهر و خويشانت سخن بگوى . بدان كه من بر مردان جنگى و بويژه بر آنان كه نهاد پلنگ دارند ، مهربانم . اكنون اگر مرا از نام و سرزمين خويش بگويى ، با اين كار ، سپاسى بر من نهاده باشى و دلم را از انديشه تهى گردانى . رستم كه چنين شنيد ، به دو گفت : اين همه سخن گفتى و بنيان مِهر افكندى . ليك چرا تو نام و سرزمين خويش را نمىگويى ؟ چرا با اين سخنان چرب و نرم به نزديك من آمده‌اى ؟ اگر مىخواهى آشتى بجويى و با كوشش خود ، از اين كينه بكاهى ، پس بنگر كه چه كسى خون سياوش را بر زمين ريخت و اين چنين آتش كينه بر جانمان افكند ؟ ببين كه كدامين گناهكاران را در ميان سپاه توران مىيابى كه خون سرِ سياوش بىگناه را بريختند ؟ آنگاه آنها را به همراه آن مردان و اسپان آراسته و خواسته‌هايى كه سياوش با خود از ايران آورده بود ، به سوى ما بفرستيد تا من از جنگ با تركان بىنياز گردم . از آن پس همهء شما نيكخواه و بر آيين و راه من خواهيد بود . ما نيز ديگر كين نجوييم و با جنگ خويش ، سرِ سركشان را بر خاك نيآوريم . آنگاه من اين كار را به كى خسرو مىگويم و دل و مغزش را از خشم و كين پاك مىسازم . آن گناهكاران را نيز به نزد شاه مىفرستم . شايد كه بر ايشان مِهر آورَد و گناهشان را ببخشد . اكنون من نام ايشان را به تو بر مىشمارم باشد كه هيچ نام و شادكامى بر ايشان نماند . نخست اين گرسيوز بود كه آن فتنه را به پا كرد و رنج دل و درد
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 790 | حكيم أبو القاسم الفردوسي