تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 755

مساهمون:

ص٧٥٥

برتر مىدارد . بالايش چون سرو و رخسارش چون ماه است و تخت و تاج به دو مىنازند . او سرِ سرفرازان است و نامش فرطوس « 1 » مىباشد و همان كسى است كه بر گودرز و توس چيره مىشود و از سرزمين سپنجاب تا روم ، همهء سپاهيان را با خود آورده است . آن ديگرى نيز كاموس كشانى « 2 » شمشيرزن است كه چشمانش هرگز شكست را نديده‌اند . پيوسته كارهاى شگرفى كند . چون خشمگين گردد ، باد و برف آورَد و آنگاه كه خشنود باشد ، برايت بهار و گل و سنبل و جويبار آرد . پيران كه چنين شنيد ، به سپاه توران گفت : اى سرفرازان و اى پهلوانان شاه ، همگى ، از پير و جوان ، بدين مژدهء شاه ، شاد و روشن روان باشيد . اكنون ديگر بايد دل از درد بشوييم ، زيرا كه ديگر هيچ سرزمين آبادى را در ايران برجاى نخواهم گذاشت . ديگر گاهِ آن رسيد كه سر از درد و رنج و كين خواستن و سپاه آراستن ، برآساييم ، زيرا در ايران و توران و در هر خشكى و آبى ، تنها كام افراسياب را مىبينيد . پس سپاهيان به مژده به پيش پيران آمدند و گفتند : اى پهلوان نامور ، هميشه شاد و روشن روان باشى . دلت به ديدار شاهان ، شاد و روانت از انديشه ، آزاد بادا . اكنون از كشمير تا بالاتر از رود شهد ، همه‌جا درفش و سپاه و پيلان و تخت است . كسانى چون كندر شيرمرد از سقلاب و بيورد كاتى « 3 » و غرچه از سگسار و شنگل « 4 » از هند و فرطوس لشگرفروز چغانى « 5 » و گهارگهانى پهلوان و شويران « 6 »

هامش
( 1 ) .Fartsبرهان قاطع ، ماده فرطوس .
( 2 ) كُشان آبادترين نواحى سغد بوده است . جيهانى ، اشكال العالم ، ص 188 حدود العالم ، ص 331 .
( 3 ) - كات يا كاث يا كاژ از شهرهاى خوارزم بود كه به فاصلهء كمى در ساحل راست جيحون كنار نهرى موسوم به جردور كه از ميان شهر مىگذشت ، قرار داشت . ر . ك . جيهانى ، أشكال العالم ، ص 182 حدود العالم ، ص 360 - 359 اعتماد السلطنه ، مرآة البلدان ، ج 2 ، ص 1042 لسترنج ، جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 474 .
( 4 ) - شَنْگُلangul. برهان قاطع ، ماده شنگل .
( 5 ) چَغانيان ( صغانيان ) ناحيه‌اى بوده واقع در مسير علياى رود جيحون . برهان قاطع ، ماده چغانيان ، حواشى معين .
( 6 ) شَويرانawrn( شَميرانamrn) . . 282Justi , Iranisches , Namenbuch , P