تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 679

مساهمون:

ص٦٧٩

چون او به پيكار دليران آيد ، او را بر دامان خواهرانش بخوابانم . اگر باد كلكم « 1 » من بر او گذر كند و باز هم زنده بماند ، پس ديگر او را از مردمان مپندار . اكنون اى تخوار كارديده برگوى كه با تير ، اسپش را بكشم يا خودش را . تخوار گفت : تير بر خود ريونيز افكن تا مگر جگر توس بسوزد و بداند كه تو دلت را بيآراستى و آهنگ آشتى با او بكردى ، ليك چون او به خيره‌سرى با تو جنگ آغازد ، همانا كه بر برادرت ننگ آورده باشد . چون ريونيز شير نزديك شد ، فرود دلير كمان را به زه كرد و از آن بالا چنان تير خدنگى بر او انداخت كه سرش را به كلاهخود رومىاش بدوخت . و بدين سان ريونيز بر خاك افتاد و اسپش نيز بازگشت . چون توس سپهدار از مَيَم بنگريست و آن كار را بديد ، كوه در برابر چشمانش ناپديد گشت . يكى داستان زد بدين پر خرد * كه از خوى بد ، مرد كيفر برد كشته شدن زراسپ از دست فرود پس توس پهلوان به زراسپ گفت : دلت را چون آذرگشسپ برافروز و جامهء سواران جنگى بر تن كن و با جان و تن بكوش تا مگر تو كينهء آن ريونيز نامدار را بگيرى و گرنه من ، خود ، اين كينه را خواستار گردم . زراسپ با دلى پر از كينه و سرى پر از باد بيآمد و كلاهخود بر سر نهاد و از دل سپاه بيرون رفت و بسان آذرگشسپ بتاخت . چون فرود جوان ، او را از دور بديد ، به تخوار بنگريست و گفت : كسى ديگر به كين خواهى بيآمد . اينك تو اى تخوار كارديده بنگر كه اين سوار ، چه كسى از ايرانيان است ؟ تخوار به دو گفت : اين زراسپ پسر توس است كه اسپ خود را از برابر پيل جنگى نيز نگرداند . ريونيز همسر خواهر او بود و

هامش
( 1 ) - كلكم به پارسى به معناى منجنيق است .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 679 | حكيم أبو القاسم الفردوسي