گفتگوى گيو با باژبان پيران ، اندوهناك به سوى ختن رفت و افراسياب نيز با سپاهيان سركش خود به سوى جيحون تاخت و به هومان بفرمود : به شتاب خود را به لب رود جيحون برسان زيرا اگر آگهى رسد كه كى خسرو از جيحون بگذشته است ، ديگر همه رنج ما باد گردد . اكنون نشان آن گفتهء راستان كه دانا از روزگار باستان بگفت آشكار گشت اين كه از نژاد تور و كى كواذ ، شاهى خيزد كه توران زمين را خارستان سازد و هيچ سرزمينى را آباد نگذارد ، دلش به سوى ايران گرايد و به توران كين ورزد . از سوى ديگر گيو و خسرو به رود رسيدند و شتاب بسيار داشتند كه از آن بگذرند . پس در باژگاه « 1 » از آن باژخواهى « 2 » كه كشتىها را به آن سوى رود مىبرد ، پرسيدند كه آيا كشتىاى كه بادبانى نو و نشستنگاهى سزاوار كى خسرو داشته باشد ، كدام است ؟ باژخواه كه چنين شنيد ، به گيو گفت : در برابر آب روان ، چاكر و شاه يكسان باشند . اگر مىخواهى كه از اين رود بگذرى ، پس بايد به كشتى درود بفرستى . گيو به دو گفت : تو هرچه خواهى از ما بخواه ، ولى ما را از اين رود بگذران ، كه سپاه نزديك گشت . باژبان كه چنين شنيد ، تيز به سوى گيو رود كرد و گفت من از تو باژ نمىخواهم ليك بر تو است كه از اين چهار چيز ، يكى را به من دهى : يا زره يا آن اسپ سياه يا آن كنيز و يا افسر زرّين . گيو به دو گفت : اى گسسته خِرَد ، اين سخنان كه گفتى ، كجا روا باشد ؟ تو پنداشتهاى كه با اين باژى كه مىگيرى ، شاه شهرى هستى ؟ تو كه باشى كه شاه يا چنين اسپ بادپيمايى را خواستار شوى ؟ اگر مادر شاه
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 628
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٦٢٨
هامش
( 1 ) - باژگاه به معناى جايى بوده كه در آنجا از مردم ، چيزى نظير عوارض خروجى امروز گرفته مىشد و در سر مرز قرار داشت ، همان راهدارخانه . باژخواه يا باژدار يا باژبان هم كسى بوده است كه مسئوليت گرفتن آن باژ ( باج ) يا عوارض و ماليات را بر عهده داشته است .
( 2 ) - باژگاه به معناى جايى بوده كه در آنجا از مردم ، چيزى نظير عوارض خروجى امروز گرفته مىشد و در سر مرز قرار داشت ، همان راهدارخانه . باژخواه يا باژدار يا باژبان هم كسى بوده است كه مسئوليت گرفتن آن باژ ( باج ) يا عوارض و ماليات را بر عهده داشته است .