تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤

نيز بسيارى از گستردنى و پوشيدنى و زر و درم و تيغ و جنگ افزار و تاج و تخت و رنگ و بوى بيآورد و پشت پيلان را با ديباى زر بيآراست . آنگاه آن همه را با خود برداشتند و از توران به سوى زابلستان و به نزد زال فرخنده رفتند . توس و گودرز و گيو نيز با سپاهيانى نامبردار به سوى پارس و به نزد كاووس - شاه گيتى - روى نهادند « 1 » . از سوى ديگر چون افراسياب بدگوهر بشنيد كه توس و رستم به آن سوى جيحون رفتند ، از باختر با دلى پر از كينه و سرى پر از جنگ به سوى درياى گنگ آمد . ناگهان همهء سرزمينها را زير و زبر شده و بزرگان را كشته و كهتران را مرده يافت . ديگر كاخ و تاج و تخت و گنج و اسپ و برگ درخت نيز بر جاى نمانده بود . همه جا آتش برافروخته شده و همهء كاخها كنده و سوخته گشته بودند . افراسياب شاه كه چنين ديد ، خون گريست و با بزرگان سپاه گفت : هر كس اين بد را از ياد ببَرد ، همانا كه جان بيدار خويش را بىهوش ساخته است . پس همگى ، دلها را پر از كين كنيد و بستر خويش را سپر و بالين خود را كلاهخود سازيد و با جنگ خود ، آسمان را بر زمين آوريد و به جنگ و كينه‌خواهى ايران زمين شتابيد . اينك ما از براى سرزمين و فرزند و گنج خويش ، همچون شيران ، آهنگ جنگ كنيم و همهء ايران را به زير پا آوريم . اگر در يك رزم ، ايشان از ما رهايى يافتند ، نبايد كه اين چنين انديشهء خود را پست گردانيم . پس بايسته است كه از هر سو سپاه و جنگ افزار بيآوريم و بار ديگر چاره‌اى تازه كنيم . و بدين سان افراسياب به شتاب سپاهى با جنگ افزار و سرنيزه گرد آورد و با

هامش
( 1 ) - رستم از براى كين سياوش در اين هفت سال ، ويرانى و كشتار بسيارى در توران كرد . مستوفى مىنويسد : « رستم تا هزار فرسنگ زمين در تركستان ، ولايات خراب كرده و قتل عام رفت . پس به ايران آمد و خاك تركستان به ايران آورد . » تاريخ گزيده ، ص 88 . نيز ر . ك . ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 143 - 142 ابن خلدون ، العبر ، ج 1 ، ص 179 مجمل التواريخ و القصص ، ص 46 . مؤلف كتاب اخير مىنويسد كه در همين هنگام ديگر فرّهء پادشاهى از كاووس بگسست و برخى از خويشاوندانش سر به شورش برداشتند ليك در اين امر موفق نشدند . همان ، همان صفحه .