تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠

به پيشوازم نيآمد . سخن مرا نيز نشنيد و نامه را نخواند و مرا به پيش تخت خود ، به زانو نشانْد . « 1 » بدان كه پيوسته از ايران به وى نامه مىرسد و ديگر در شهر او بر ما بسته شده است . سپاهى از روم و سپاهى نيز از چين آمادهء يارى اويند . اينك اگر در كار او درنگ كنى ، ديگر تنها باد به چنگ خواهى آورد . اگر او را دير بگيرى ، جنگ را بيآغازد و هر دو كشور را به مردى به چنگ آورد . اگر سپاهش را به سوى ايران براند ، ديگر چه كسى را ياراى كينه خواستن از اوست ؟ من تو را از كار اوى آگاه ساختم پس تو نبايد كه سر از كار او بپيچى . « 2 » آمدن افراسياب به جنگ سياوش چون افراسياب ، اين سخن بشنيد ، بار ديگر آن روزگار كهن براى او تازه شد . دلش پر از آتش و آه گشت و ديگر از خشم ، پاسخ گرسيوز را نيز نداد . بفرمود تا در ناى و سنج و شيپور و دراى هندى دميدند . افراسياب از شهر گنگ - كه همچون بهشتى خندان بود - بيرون رفت و بار ديگر درختى از كينه بكاشت .

هامش
( 1 ) - در نسخه ژول مول آمده است : سخن نيز نشنيد و نامه نخواند * مرا پيش تختش بپايان نشاند ليك در نسخ بايسنقرى و مسكو ، ج 3 ، ص 137 آمده است : سخن نيز نشنيد و نامه نخواند * مرا پيش تختش به زانو نشاند و در نسخه وولرس ، ج 3 ، ص 648 نيز نزديك به همين ضبط آمده : سخن نيز نشنيد و نامه نخواند * مرا زير تختش به زانو نشاند كه البته ضبطهاى اخير صحيح است .
( 2 ) - در نسخهء ژول مول آمده است : تو آگه ندارى ز كردار خويش * و ز آن پس بپيچى ز بازار خويش ليك در نسخه وولرس ، ج 3 ، ص 648 آمده : تو را كردم آگه ز كردار اوى * نبايد كه پيچى تو از كار اوى و ضبط اخير صحيح به نظر مىرسد .