تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨

انجمن نخواهم . و تو با اين كارَت ، سپاسى بر سرم نهادى كه تا زنده‌ام آن را از ياد نخواهم برد . چون پيران از پيش سياوش برفت ، به نزد گلشهر « 1 » شتافت و به دو گفت : به فرّ سياوخش گردنفراز ، كار جريره را بساز . چگونه امروز شاد نباشيم ، كه نبيرهء كواذ داماد ما گشت ؟ پس گلشهر ، دخترش را بيآورد و افسرى بر سرش بنهاد و با رنگ و بوى ، او را چون بهارى خرّم بيآراست و با ديبا و زر و درم و دينار ، او را به نزد سياوش فرستاد و به پيوند او در آورد . كسى شمار آن همه گنجها كه با دختر روان كرده بودند و آن تخت زرّين گوهرنگار را نمىدانست . سياوش چون روى جريره بديد ، او را خوش آمد و خنديد و شادى گزيد . از آن پس شب و روز به شادى با او بود و ياد كاووس بر دلش نيآمد . بر اين نيز چندى بگذشت و سياوخش را از آن گذشت زمان ، بهره و سرنوشتى بود . از سوى ديگر در پيش افراسياب نيز هر روز بزرگى و جاه و آبروى او بيشتر مىشد . سخن گفتن پيران با سياوخش از فرنگيس روزى پيران پرهيزگار به سياوخش گفت : اى شهريار ، تو دانى كه شاه توران كه كلاهش از آسمان نيز برتر است ، شب و روز ، روانش به تو روشن است و تو دل و هوش و توش و توان اويى . اينك اگر تو با او پيوند خونى بيابى ، از اين پايگاهى كه دارى نيز هر دَم افزون شوى . اگر چه فرزند من خويش تو است ، ليك من از كم و بيش تو اندوهناكم . و گرچه جريره پيراسته است و از ميان اين انجمن ، تو را بخواسته است ، ولى تو را سزاوارتر آن باشد كه گوهر در دامان شاه جويى . بدان كه فرنگيس « 2 »

هامش
( 1 ) - گلشهرGolahrنام زن پيران بوده است . برهان قاطع ، ماده گلشهر 120 .Justi , Iranisches , Namenbuch , p
( 2 ) - نام فرنگيسFarangisدر اصل به صورت وِسْپان فرياWispn - Friyبوده است . ر . ك . بندهش ، ص 150 394 371 .Justi , Iranisches , Namenbuch , p. طبرى اين نام را به صورت « وسفافريد » ضبط كرده است . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 422 . ثعالبى نيز آن را « گسيفرى » آورده است . تاريخ غررالسير ، ص 136 .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 518 | حكيم أبو القاسم الفردوسي