تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧

چنگ نهنگ آمد . ليك آن دم كه هر دو كشور به اين آشتى شاد گشتند ، دل كاووس شاه چون تيغ پولاد شد و آن كار را نپسنديد . اينك كه چشم او از ديدار ما سير گشته است ، پس بيش از اين به پيش آن سير گشته نمانيم . دل او از شادى رها مبادا اگر چه من از اندوه ، در دَم اژدها رفتم . نمىدانم كه آسمان در اين كار ، چه رازى از كين و مهر دارد . آنگاه سياوش به بهرام فرمود : نامت را در گيتى تازه كن . اينك اين تاج و تخت و سراپرده و گنجهاى آگنده و درفش و سواران و پيلان و كوس را به تو سپردم . چون توس سپهدار به اينجا آيد ، آنها را همچنانكه پذيرفتى ، به او بسپار . بيدار دل و بهروز باشى . آنگاه سياوش ، سيسد سوار گُرد و شايستهء كارزار از ميان سپاه برگزيد و آن چندان درم كه نياز داشت با دينار و گوهر شاهوار و سد اسپ گزيدهء زرّين ستام و سد ريدك زرّين كمر بفرمود تا به پيشش آوردند و آن جنگ افزارها و ستام و كمرها را بشمرند . پس از آن ، بزرگان را به پيش خود خواند و چندى با ايشان سخنهايى را كه بايسته بود براند و گفت : پيران از سوى افراسياب به اين سوى رود آمده است و پيامى به راز برايم بيآورده است . اينك من پيام ايشان را پذيرا مىشوم و شمايان بايد كه در اينجا بمانيد . همگى به فرمان بهرام باشيد و دلتان را از گفتار او مپيچيد . پس پهلوانان به پيش سياوخشِ با آفرين ، زمين را بوسه دادند . چون خورشيد تابنده پشت بنمود و شب فرا رسيد ، سياوخش با ديدگانى اشكبار ، سپاه به جيحون كشيد . چون به ترمذ رسيد ، در و بام و كوى ، بسان بهار ، پر از رنگ و بو بود . و همچنان همهء شهرها تا به چاچ ، همچون پيوگى با تاج و گردنبند بودند . در هر ايستگاهى ، خوردنى و خورشها بساخته و گستردنى بگسترده بودند . و اين چنين تا به قبچاق‌تاشى « 1 » راند و در آنجا فرود آمد و چندى بماند . « 2 »

هامش
( 1 ) - مكان دقيق اين شهر دانسته نيست ، ليك از مسير حركت سياوش دريافته مىشود كه آن پس از شهر چاچ ( تاشكنت ) بوده است .
( 2 ) روايتى از بيرونى در دست است كه بر طبق آن آمده است : يكى از مبادى تاريخ در نزد اهل خوارزم ، ورود سياوش به آنجا بوده است . آثار الباقيه ، ص 58 . ليكن چنان كه در آينده نيز تمام شهرهايى كه در تواريخ مختلف سخن از رفتن سياوش بدانجاها شده است ، مورد بررسى قرار خواهد گرفت ، نشان داده خواهد شد كه هيچ گونه ذكرى از رفتن سياوش به خوارزم وجود ندارد و اين روايت موثق نمىنمايد ، بويژه اين كه تاريخى كه بيرونى در همانجا در باب زمان ورود سياوش به خوارزم ذكر مىكند هيچگونه مطابقتى با واقع ندارد و حدود 800 سال اختلاف زمانى دارد .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 507 | حكيم أبو القاسم الفردوسي