سو بفرستاد و سپاه گِران ايران به بلخ اندر شد . سپهرم با سپاهيانش به آن سوى رود ، به پيش افراسياب گريخت . « 1 » نامهء سياوش به كاووس سياوش چون با سپاهيانش به بلخ شد ، بفرمود تا نامهاى به كاووس شاه ، چنان كه سزاوار بود با مشك و گلاب و خوشبوى بر پرند بنويسند . در نامه نخست بر كردگار آفرين كرد كه اين پيروزى و بهروزى از اوست . خداوند خورشيد و ماهِ گردان ، فروزندهء تاج و تخت و كلاه . او كه هر كسى را خواهد سر بلند گرداند و ديگرى را سوگوار و نژند سازد . او كه خردمندان ، در فرمانش چون و چرا ندارند . و از آن دادگر گيهان آفرين كه آشكار و نهان را بيآفريد ، آفرين بر شهريار بادا . باشد كه فرجام كار نيز نيكو باشد . بدان كه من به فرّ شاه ، شادان و پيروز بخت به بلخ آمدم . سه روز به جنگ پرداختيم و به روز چهارم پروردگار بخشايش آورْد . سپهرم به ترمد « 2 » رفت و بارمان نيز چون تيرى از كمان بجست . اكنون تا جيحون سپاه من است و گيتى را به زير فرّ كلاه دارم . افراسياب نيز با سپاهيانش در آن سوى آب ، در سغد است . اينك اگر شاه فرمان دهد ، سپاه را از جيحون بگذرانم و كارزار كنم . پاسخ نامهء سياوش از كِى كاووس چون نامهء سياوش به شاه ايران رسيد ، از شادى ، سرِ تاج و تختش به كيوان رسيد .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 484
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٤٨٤
هامش
( 1 ) - ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 129 - 127 .
( 2 ) - تِرمْدِTermed( ترمذ ) همان ويسگرد ، شهرى در خراسان بر كنار رود جيحون و حاكم نشين چغانيان بوده است . اكنون در ازبكستان قرار دارد . ر . ك . راهنماى نقشه جغرافيايى شاهنامهء فردوسى ، ماده ترمذ لسترنج ، جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 469 فرهنگ جامع شاهنامه ، ماده ترمد اصطخرى ، مسالك و ممالك ، ص 234 اعتماد السلطنه ، مرآة البلدان ، ج 4 ، ص 2335 .