تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣

رستم پيل تن نيز با او رفت و زال بماند . « 1 » سپاهى نيز از زابل و كابل و هندوان با او برفتند . مهتران نامور را از هر جا بخواند و با خود برد تا به شهر هرات رسيد . در هرات نيز پيادگان فراوانى گرفت و ايشان را به زنگهء شاوران سپرد . از آنجا به سوى طالقان « 2 » و مرورود آمد . گويى آسمان او را درود مىداد . از آنجا نيز به نزديك بلخ آمد و در راه هيچ كسى را نيآزرد . از سوى ديگر گرسيوز و بارمان چون باد دمان ، سپاه آورده بودند . سپهرم « 3 » در پسِ سپاه و بارمان در پيش بود كه ناگهان به ايشان از آمدن سياوش آگهى رسيد كه : سپاهى با شاهى جوان از ايران به همراه رستم پيل تن بيآمد . پس ايشان فرستاده‌اى به شتاب همچون كشتى بر آب به سوى افراسياب روانه داشتند و او را گفتند كه : سپاهى گِران از ايران بيآمد كه سياوش ، سپهبد آن است و سران سپاه نيز با اويند و رستم پيل تن نيز با ايشان است كه در يك دست ، دشنه و در دست ديگر نساجامه دارد . اينك اگر شهريار فرمان مىدهد ، سپاه را به سوى جنگ با ايشان برانم . تو نيز درنگ مدار و سپاه بياراى ، زيرا كه از باد است كه كشتى نيز از جاى بجنبد . پس فرستاده ، چون آتش به سوى افراسياب تاخت . ليك از سوى ديگر ، سياوش در آن جايگاه نيز نماند و سپاه را چون باد به سوى بلخ راند . چون سپاه ايران به بلخ نزديك گشت ، ديگر نمىبايست درنگ مىداشتند . گرسيوز جنگ جو چاره‌اى جز جنگ نديد . چون سپاه ايران نزديك شد ، در كنار دروازهء بلخ جنگ در گرفت . در سه روز سه جنگ سخت كرده شد . به روز چهارم سياوخش گيتى فروز پيادگان سپاه را به هر

هامش
( 1 ) - ميرخواند اين مدت را بجاى يك ماه ، 40 روز دانسته است . روضة الصفا ، ج 1 ، ص 580 .
( 2 ) - طالقان ( تالكان ) در سه منزلى مرورود و پارياب قرار دارد و نبايد با آن طالقان كه در استان مركزى قرار دارد اشتباه شود . نكته جالب اين كه مينورسكى به وجود طالقان ديگرى در تخارستان نيز قايل است كه غالباً اين طالقان را با طالقانى كه در نزديكى مرورود بوده اشتباه كرده‌اند . ر . ك . حدود العالم ، ص 308 - 307 حواشى مينورسكى . نيز ر . ك . ماركوارت ، ايرانشهر ، ص 161 - 160 اصطخرى ، مسالك و ممالك ، ص 213 راهنماى نقشه جغرافيايى شاهنامه فردوسى ، ماده طالقان فرهنگ جامع شاهنامه ، ماده طالقان لسترنج ، جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 455 .
( 3 ) - سِپَهْرَمSepahramبرادر افراسياب بوده است . 394Justi , Iranisches , Namenbuch , p.