تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨

رودابه از آن ايوان تا به كيوان رسيد و هر كه آن را بشنيد ، به زارى بگريست . آنگاه با سوگ و درد و دلى پر درد و رخسارى زرد به درون پرده رفت . چون رستم چنان ديد ، به زارى ، خون بگريست . گويى مگر رستاخيز آمده بود كه بدانسان دلها از شادى مىگريختند . رستم بار ديگر گاسونهء سهراب شير را به پيش آن بزرگان دلير آورد و ميخ از آن بركَند و درش بگشود و نساجامه « 1 » از او جدا كرد و تنش را به آن نامداران نمود . گويى كه دود از آسمان برخاست . هر كه بدانجا بود ، از پير و جوان و زن و مرد ، يك سره نالان گشتند . رخسارشان كبود و جامه‌هايشان چاك چاك و دلهايشان پر درد و سرهايشان پر خاك بود . همهء آن كاخ گويى يك سره گاسونه‌اى بود ، كه آن شير نر در آن بيآسوده بود . گويى سام بود كه با آن يال و دوش ، از جنگ ، اندوهگين گشته ، بيآمده و بخفته بود . پس بار ديگر او را با ديباى زرد بپوشانيد و سر گاسونهء تنگ را سخت كرد . رستم با خود گفت : اگر دخمهء زرّينى بسازم و آن را مشك آگين نيز كنم ، چون من درگذرم ، او برجاى نماند . اينك مرا چاره‌اى جز اين نيست . پس رستم دخمه‌اى چون سُم ستوران ، استوار بساخت و گاسونه‌اش را از داربوى خام بتراشيد . ستام زرّين بر آن ببست . « 2 » گيتى به زارى از ديدن اين كار ، كور گشت . و در همه جا داستان كشته شدن فرزند به دست آن پهلوان بپيچيد و هر كه آن را بشنيد اندوهخوار گشت و سراسر گيتى پر از تيمار شد . بارى چند روزى بر رستم بگذشت و هيچ شادمانى به دلش راه نيافت . ليك

هامش
( 1 ) - نساجامه به پارسى به معناى كفن است .
( 2 ) - چنان كه در اينجا ملاحظه مىشود حكيم فردوسى بر آن است كه دخمهء سهراب در زابلستان بوده است . اما ابن اسفنديار در يك خبر واحد كه پيش از اين نيز سخنى در باب آن گفته شد ، از آنجا كه جنگ ميان رستم و سهراب را به اشتباه در ناحيهء رويان دانسته است ، آورده كه چون سهراب كشته شد ، رستم تابوت او را برگرفت تا به زابل ببرد ، ليك چون به سارى در نزديك قصر طوس ( كوسان ؟ ) رسيد ، تابوت را چندى فرو نهاد تا حرارت هوا كمتر شود . اما ديگر ميسّر نشد كه آن را به زابلستان ببرد ، پس در همانجا دفن كرد و گور سهراب در آنجاست . ابن اسفنديار ، تاريخ طبرستان ، ج 1 ، ص 82 . در اينجا باز هم تأكيد مىشود كه اين روايت با توجه به آنچه كه پيش از اين گفته آمد ، نادرست است .