تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣

جاويد است ؟ شكاريم يك سر همه پيش مرگ * سرِ زير تاج و سرِ زير ترگ چو آيدش هنگام ، بيرون كند * و ز آن پس ندانيم تا چون كند اى سپهبد ، چه كسى از مرگ ، بىاندوه است ؟ پس نبايد كه اين چنين بگريى . راه زندگانى اگر دراز باشد يا كوتاه ، و ما اگر چه پراكنده باشيم ، ليك سرانجام ِ همه يكى باشد چون راه يكى است . نوشدارو خواستن رستم از كاووس پس رستم به گودرز گفت : اى گُرد زورمند و روشن روان ، پيامى از من به نزد كاووس ببر و او را بگوى كه چه بر سرما آمد و با دشنه جگرگاه پسر دليرم را بريدم ، كه دستم بريده بادا . اينك [ اى كاووس ] اگر هيچ كارهاى مرا به ياد دارى ، پس يك بار نيز دلت را به تيمار من رنجه كن و از آن نوشدارويى « 1 » كه در گنج دارى و زخميان را تندرست مىسازد ، به همراه يك جام مِى به نزد من فرست . باشد كه به بخت تو ، سهراب نيز بهتر شود و او نيز همچون من در پيش تخت تو ، كهتر گردد . گودرز سپهبد همچون باد بيآمد و پيام را به كاووس بداد . كاووس به دو گفت : آبروى هيچكس از انجمن ، از رستم پيل تن در نزد من بيشتر نيست . او را آبروى بسيارى به نزد من هست و هرگز نخواهم كه به دو بد رسد . ليك اگر نوشداروى خود را به دو دهم و آن سهراب پيل تن زنده مانَد ، پشت رستم به نيروى او استوار گردد و بىگمان مرا نابود سازد . ولى اينك اگر هر زمان از رستم به من بد رسد ، كيفر او را چنان كه سزاوار است ، خواهيم داد . شنيدى كه رستم [ در آن روزِ تندى من ] گفت : كاووس ، كه باشد ؟ اگر او

هامش
( 1 ) - نوشدارو به معانى ترياك و پادزهر و شراب به كار رفته است . ليك در اينجا به معناى معجونى شفابخش است .