تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤

آمدن تهمينه دختر شاه سمنگان به نزد رستم « 1 » چون پاسى از شب تيره بگذشت و ستارهء شباهنگ « 2 » بر آسمان پديدار گشت . سخن گفتنى نهفته ، به راز ، به گوش رسيد و در خوابگاهِ رستم را به نرمى باز كردند . پس بنده‌اى با شماله‌اى از شاهبوى « 3 » بر دست خرامان به بالين رستم ِ مست آمد . و در پس او ماهرويى بيآمد ، پر رنگ و بوى ، همچون خورشيد تابان با ابروانى كمان و دو گيسوى كمند و بالايى همچون سرو و رخسارى به رنگ عقيق يمانى و دهانى به تنگىِ دل دلدادگان ، با روانى پر خِرَد و تنى پاك ، چونان كه گويى از خاكيان نبود . رستم پهلوان شيردل به او خيره ماند و بر او آفرينهاى يزدان بخواند و از او پرسيد كه : نام تو چيست و در اين شب تيره ، جوياى چه هستى ؟ گفت : من تهمينه‌ام ، دختر شاه سمنگان ، از نژاد شيران و پلنگان . ليك دلم از اندوه گويى به دو نيم گشته است ازيرا كه مرا در گيتى جفتى از شاهان نيست . و اين چنين به مانند من در گيتى بسيار اندك است . هيچ كسى مرا بيرون از پرده نديده است و نه آواز مرا كسى بشنيده است . ولى داستانهاى بسيارى از تو ، افسانه مانند ، از هر كسى بشنيده‌ام كه از ديو و شير و پلنگ و نهنگ نيز نترسى و اين چنين تيز چنگ هستى . شب تيره تنها به توران مىروى و به تنهايى گورخرى بريان مىكنى و آسمان را به شمشيرت گريان مىسازى . دل شير و

هامش
( 1 ) - اين نام در نسخه ژول مول كه در كار حاضر ، نسخهء اساس مىباشد ، همه جا به صورت تهميمه ذكر شده است . ليك در نسخ بايسنقرى ، وولرس و مسكو همه جا به صورت تهمينه كه شكل رايج آن است آمده . در كار برگردان به نثر ، اين نام همه جا به صورت تهمينه ذكر شد .
( 2 ) - شباهنگ نام ستارهء كاروان كش است كه پيش از صبح طلوع كند و به عربى آن را شعرى خوانند . برهان قاطع ، ماده شباهنگ . نيز مرغ سحرخوان يا بلبل را نيز گويند .
( 3 ) - همان شمع معنبر .