تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١

آراستن كاووس ، گيتى را آنگاه كى كاووس به پارس آمد و بار ديگر گيتى را به شادى پى افكند . تخت شاهى بيآراست و داد بگسترد و در شادى و خوردن بگشود . « 1 » پس از آن پهلوانان بيدار و روشن روانى را با سپاهيانى به مرو و نيشاپور و بلخ و هرات بفرستاد . جهانى پر از داد شد يك سره * همى روى برگاشت گرگ از بره ز بس گنج و زيبايى و فرّهى * پرى ، مردم و ديو گشتش رهى همه به پيش كاووس ، راه كهترى جستند و همهء شاهان ، سپاهىِ او شدند . آنگاه گيهان ْ پهلوانى را به رستم داد كه همهء بهروزيش از او بود . « 2 »

هامش
( 1 ) - ثعالبى مىنويسد : كى كاووس پس از بيرون راندن افراسياب از ايران به پارس آمد « و كارهاى آنجا را بررسى كرد و پرتو نيكبختى بر آن سرزمين بتابانيد . آنگاه راه خراسان در پيش گرفت و از آنجا به بلخ آمد . در اين راه ، هر ناحيه و مرزى كه گرفته شده بود ، آن را باز پس گرفت و هر حقى كه نابود گشته بود ، به خداوندش باز گردانيد و دشمنان را سركوب كرد . نيكى و فزونى به سوى او روان شد و كار پادشاهيش سامان يافت و فرمانرواييش شاداب‌تر و جوان تر از پيش گرديد » تاريخ غررالسير ، ص 118 - 117 .
( 2 ) - در اين رابطه بسيارى از مورخان آورده‌اند كه كى كاووس به پاس اين خدمات رستم به او ، نامه و منشورى براى رستم فرستاد و در آن پادشاهى زابلستان و سيستان ( و بر طبق برخى روايات زابلستان و سيستان و هند ) را به رستم بخشيد و او را از قيد بندگى شاه ( ؟ ) آزاد كرد و به او اجازه داد تا تاجى زربفت بر سر گذارد و بر تختى از نقره كه پايه‌هاى طلا داشته باشد بنشيند . ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 425 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 602 ابن نديم ، الفهرست ، ص 21 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 43 مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 73 نويرى ، نهاية الارب ، ج 10 ، ص 156 - 155 گرديزى ، زين الاخبار ، ص 46 ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 118 ابن خردادبه ، مسالك و ممالك ، ص 39 ميرخواند ، روضة الصفا ، ج 1 ، ص 577 . مستوفى در يك خبر واحد آورده است كه كى كاووس به پاس اين خدمات رستم ، خواهر خود - مهرناز - را به زنى به رستم داد . تاريخ گزيده ، ص 87 .