تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣

بديدند ، گويى دل از سينه‌شان بيرون جهيد . از بيم او آن انجمن پراكنده گشت و سپاه گِران هاماوران ، از پيش تهمتن به هاماوران بگريختند . پس سالار هاماوران با سگالشگرى « 1 » بنشست و سرانجام دو مرد جوان را برگزيد و با دلى دردمند ، دو نامه بنوشت و به ايشان داد تا چون باد به مصر و بربرستان ببرند . در آن نامه‌ها نوشت : از پادشاهى هاماوران تا آن سرزمين ، راه دورى نيست و تا كنون نيز همواره در نيك و بد و جنگ و سور با يكديگر بوده‌ايم . اينك نيز اگر با من همراه باشيد ، از جنگ با رستم نهراسم . و گرنه از اين كار ، همه را بد رسد چه رستم به همه جا سپاه آوَرَد . چون آن نامه به نزد ايشان رسيد و دانستند كه رستم سپاه بدان دشت آورده است ، دلهاى همگى پر از بيم شد . پس از سه كشور ، سپاهى بيآراستند و به سوى هاماوران روى نهادند . « 2 » چون بدانجا رسيدند ، كوه تا كوه رده بركشيدند و از گَرد سپاهيان ، ماه نيز ناپديد گشت . چون رستم چنان ديد ، پنهانى يكى از پهلوانان را به نزد كاووس شاه فرستاد و او را گفت : اينك شاه سه كشور همگى به جنگ من آمده‌اند . ليك چون من به جنگشان روم ، هيچ يك كارى نتوانند كردن . ولى در اين كينه خواهى نبايد هيچگونه بدى به تو رسد چه اگر بدى بر تن شهريار رسد ، ديگر تخت بربرستان به هيچ كار من نيآيد . كاووس شاه او را پاسخ داد كه : در بارهء من هيچ ميانديش ، زيرا كه زمين تنها از بهر من گسترده نشده است . چنين بود تا بود گردان سپهر * كه با نوش زهرست و با كينه مهر پروردگار نيز يار من است و پناه و مِهر او براى من همچون دژى باشد . تو نيز با آن رخش پوينده ، يكى از ايشان را در گيتى زنده مگذار . تهمتن چون گفتار شاه بشنيد ،

هامش
( 1 ) - سگالشگر به پارسى به معناى مشاور است .
( 2 ) - در اينجا ابتدا به نظر مىرسد كه مىبايست سپاه دو كشور گفته مىشد چون چنان كه ديده شد دو فرستاده ، دو نامه ، به دو كشور مصر و بربرستان بردند . و در اين جمع بندى ، كشور هاماوران به حساب نيآمده است ، چون سخن از روى نهادن سپاه سه كشور به هاماوران بوده است . ليك در واقع سخن حكيم فردوسى كاملاً صحيح است ، چون كشور شام نيز با مصر يكى پنداشته مىشد و به صورت مصر و شام ذكر مىشد . در اينجا نيز مراد از سپاه كشور سوم همان سپاهيان شام است كه با مصريان به حركت در آمدند .