تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١

اكنون بايد چاره‌اى كنيم تا دلمان از رنج پرداخته گردد . آن پلنگ ِ شير ناخورده ، تنها كسى است كه مىتواند دستگير ما در اين رنج باشد . بايد مرد خردمندى را كه شايسته باشد به نزد رستم فرستيم . پس موبدى به نزد رستم ، آن پهلوان كينه خواه ، برفت و آنچه ديده و شنيده بود ، به رستم بگفت . رستم شيردل كه آن بشنيد ، دلش رميده گشت و سرشك از ديدگان بباريد و دلش پُر تاب و جانش پر درد گشت و گفت : من با سپاهيان ، به كينه‌خواهى ، كمر جنگ بسته‌ايم . ليك آنگاه كه از كاووس كِى آگهى يابم ، ايران زمين را از تركان تهى سازم . پس رستم فرستادگانى به هر كشور ، از كابل و هند و نيز زابل روانه كرد و از ايشان سپاهيانى بستد . آنگاه فرياد نفير و دراى هندى برخاست و سپاهيان در آن دشت بجنبيدند . دل رستم چون آتش برميد و همچون باد دمان ، سپاه را روان ساخت . « 1 » پيام فرستادن رستم به نزد شاه هاماوران پس رستم مرد خردمندى را به نزد كاووس شاه فرستاد و او را گفت : اينك من با سپاهى گِران به سوى رزم سالار هاماوران مىآيم . تو دلت را شادمان دار و اندوه مخور ، كه به زودى بدان سرزمين برسم . از سوى ديگر ، رستم نامه‌اى با تيزى و پر از گرز و شمشير و كارزار به شاه هاماوران بنوشت كه : بر شاه ايران نخيز « 2 » ساختى و در

هامش
( 1 ) - تعداد سپاهيانى را كه رستم با خود براى آزاد سازى كى كاووس به يمن برد ، 12000 ( با يك تفأل مقدس ) ذكر كرده‌اند و تعداد سپاه دشمن را 000 300 گفته‌اند . در روزگارهاى بعد نيز برخى سرداران معتقد بودند كه هر كسى با چنين تعداد سپاهى به جنگ با سپاهيان بيشترى نيز برود حتماً پيروز خواهد شد . ر . ك . دينورى ، الاخبار الطوال ، ص 108 تجارب الامم فى اخبار ملوك العرب و العجم ، ص 323 . ليك ميرخواند در يك روايت متفاوت اين تعداد سپاه را 1000 تن ذكر كرده است . روضة الصفا ، ج 1 ، ص 577 . و مسعودى نيز تعداد آن سپاه را 4000 نفر آورده است . مروج الذهب ، ج 1 ، ص 222 .
( 2 ) - نخيز به پارسى به معناى كمين و كمينگاه باشد .